عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



به وبلاگ من خوش آمدید

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان مجله ما و آدرس siniuor6128.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار مطالب

:: کل مطالب : 91
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 0
:: بازدید هفته : 1
:: بازدید ماه : 8
:: بازدید سال : 38
:: بازدید کلی : 2017

RSS

Powered By
loxblog.Com

مطالب گوناگون

مکان تولید کفش
ساعت 10:43 | بازدید : 223 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

 

مکان تولید کفش

مکان تولید کفش هم در دسته بندی کفش موثر است و بزرگترین دسته بندی شامل کفش ایرانی و خارجی می‌شود کفش خارجی را نیز می‌توان به کشورها و شرکت ها تقسیم کرد مثلا از نظر تقسیم بندی کشوری می‌توان انواع کفش ترکیه ای ایتالیایی آمریکایی و چینی را نام برد تقسیم بندی از نظر شرکت یا برند خارجی هم شامل شرکت‌های چون نایک آدیداس ریبوک ما و غیره را می توان نام برد

  تولیدی کفش  

همچنین کفش ایرانی نیز با توجه به مکان و برند نیز تقسیم می شود شهرهای تولید کفش در ایران شامل تهران تبریز اصفهان مشهد می‌شود و همچنین تقسیم بندی از لحاظ شرکت و برند نیز شامل کفش ملی کفش بلا کفش گام و نهرین که جزء قدیمی ترین برندها می باشد همچنین صنعت کفش داخلی محدود به این چند برند نشده و شرکت‌های دیگری به ارائه کفش مشغول هستند که بعضی از آنها عبارتند از کفش البرز رامیلا الهام آسیا به رومیکا ماهان لاوان پاتکان آزادگان و غیره می‌شود البته کفش داخلی دارای کارگاه های کوچکی هم میشود که نام بردن اسامی آنها در اینجا نمی گنجد

  تولیدی کفش

امروزه اکثر کارگاه ها و عمده فروشی کفش در تهران یا شهرستان و زنانه از مواد مصنوعی برای تولید کفش استفاده می کنند مواد ترکیبی که ناشی از ترکیب مواد مصنوعی است و چرم مصنوعی یک ماده ترکیبی است که بیشتر در رویه یک کفش کاربرد دارد و از یک لایه ی رویی و چند لایه اسفنج و پارچه تشکیل می شود و حسی شبیه به چرم طبیعی را به وجود می آورد  

            3 اشنایی با ساختمان کفش  

      امروزه با ورود دستگاه‌های جدید تولید کفش به کشور شاهد افزایش کیفیت کفش ها و تنوع محصولی بیشتر هستیم دستگاه های برش که با کمترین ضایعات و دقت بالا اقدام به برش کفش می کند همچنین نرم افزارهای طراحی سه بعدی طراحی کفش که پس از طراحی کفش نقشه تولید و برش کفش را ارائه می دهند و دستگاه های دوخت یا پرس جدید و ... اینها باعث افزایش دقت و کیفیت و تنوع مدل کفش می شود همچنین زمان تولید کاهش یافته و تیراژ بالا با سرعت انجام می‌گیرد کفش های یکدست شده‌اند سایزها کاملا از هم تفکیک می شود همچنین استفاده از بسته بندی مناسب باعث می‌شود که فروشندگان بهتر و راحت‌تر در فروش کفش موفق باشند همچنین در صورتیکه مثلا نیاز به مدل خواصی از کفش زنانه باشید براحتی می توانید یک تولیدی کفش زنانه را براحتی بیابید

  تولیدی کتانی

تغییرات کفش در تاریخ

  از جواهرات و سنگهای گرانبها برای رودوزی کفش ها استفاده می شد و به تدریج با توجه به منطقه آب و هوایی جنس کفش ها از چرم به مواد دیگر تغییر می کرد در قسمت کردنشین ایران از گیوه استفاده می کردند که از نخ نمد ساخته شده بود استفاده از مواد اولیه مختلف شامل انواع چرم حیوانات و پارچه و پوست درختان در گذشته استفاده میشد و در سده اخیر نیز چرم مصنوعی و پی وی سی و پی یو نیز برای تولید کفش استفاده می شود صنعت کفش در ایران نیز با تبعیت از صنعت کفش جهان استفاده از ماشین‌آلات تولید کفش و استفاده از مواد مصنوعی و جدید بهره گرفت قسمت های جنوبی از برگ نخل کفش درست می کردند با ورود خارجیان به ایران کم‌کم پوشاک ایران و کفش نیز به شکل کفش جهانی درآمد  

رویه

رویه کفش یکی از قسمتهای اصلی کفش را تشکیل می‌دهد و کار آن محافظت از روی پا و جلو و اطراف پا در برابر آسیب ها را است همچنین با ارتباطی که با کفی دارد باعث نگه داشته شدن کفش به پا میشود رویه خود از چند قسمت تشکیل می شود

قسمت جلویی

قسمت جلوی کفش که از انگشتان پا در برابر آسیب جلوگیری میکند

کوارتر

این قسمت یکی از اجزای رویه محسوب می شود و رویه شامل دو کوارتر یا ترک است که کسایی را تا پشت پا ادامه می‌دهد و روی را به پشت پا متصل می کند و اما کار این قسمت پوشاندن روی پا و بالای انگشتان پا است

top line

قسمت بالای کفش که محل ورود پا به داخل کفش است خط بالایی نامیده می شود ر اس قسمت پایینی پستایی قسمتی که رویه داخلی یا خارجی به زیره کفش می‌رسد زمانی که الگوی کفش بریده میشود یک قسمت نوار مانند و نازک و انتهای الگو اضافه می‌شود و کار اتصال پست‌هایی و دیگر قسمت ها را مقایسه می گردند

کفه

اصلی ترین قسمت در هر کفش است که از سه قسمت داخلی میانی و خارجی تشکیل شده است قسمت داخلی بیشتر با پا در تماس است و جنسش باید به گونه‌ای باشد که کمترین واکنش با پا نداشته باشد قسمت میانی این قسمت بیشتر به منظور ضربه گیر عمل میکند و فشار وارده از زمین را کاهش میدهد قسمت خارجی این قسمت محکم ترین قسمت هر کفش است و باید در برابر اصطکاک زمین مقاومت داشته باشد و دارای ضخامت های مختلف است    


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دلایلی برای استفاده از کفپوش اپوکسی فلزی
ساعت 22:52 | بازدید : 291 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

کفپوش اپوکسی

 

اگر به دنبال کفپوشی هستید که بتواند شرایط کاری مختلفی را تحمل کنند و در مقابل سایش و پارگی مقاومت داشته باشد بر اثر عبور و مرور دچار ساییدگی نگردد بنابر دلایلی که ارائه شد و دلایل بی شمار دیگر موسسات صنعتی و تجاری ترجیح می دهند که از کفپوش سه بعدی استفاده کنند در این مطلب برخی از دلایل استفاده از کفپوش های اپوکسی را بیان می‌کنیم

 

کفپوش اپوکسی سه بعدی

 

طول عمر اگر کفپوش های اپوکسی به درستی نصب شوند می تواند برای چند سال انواع بارهای سنگین را تحمل کنند و بدون ترک خوردگی و سایش کار کند که این فاکتور نیز مورد پسند مراکز صنعتی و تجاری است داشتن یک کفپوش مناسب یکی از اقلام ضروری برای آشپزخانه رستوران ها به شمار می رود این کفپوش باید به گونه ای باشد که شما به راحتی بتوانید آن را تمیز کنید و همچنین سطح های یکدست به شما ارائه دهد هنگامی که برای انتخاب یک کف پوش به فکر فرو می‌روید گزینه‌های بسیاری از ذهن شما عبور می کند ولی واقعیت این است که هیچ چیز به خوبی کفپوش اپوکسی خوب کار نخواهد کرد استفاده از اپوکسی کف هر روز اقبال بیشتری برای استفاده در کف آشپزخانه رستوران و کف آشپزخانه های صنعتی پیدا می کند همچنین نحوه اجرای کفپوش اپوکسی نیز می تواند روی کیفیت کار موثر باشد حالا باید از خود بپرسیم به چه علت ؟ پاسخ واضح است چون آنها ویژگی های بسیاری را ارائه می‌دهند که برای رستورانها و آشپزخانه های صنعتی بسیار با اهمیت است با بیان این مزایا سوالات پیش می آید مانند آیا می‌تواند این کفپوش ها در ساختمان های تجاری و مسکونی استفاده کرد در پاسخ به این پرسش باید بگویم که کفپوش های اپوکسی را می‌توان هم در ساختمانهای تجاری و صنعتی هم در ساختمانهای مسکونی بکار برد انجام پروژه های اپوکسی در اکثر مواقع با توجه به تجربه کاری مخصصان به خوبی پیش می‌رود ولی در بعضی از موارد ممکن است که پس از انجام کار احساس کنیم که این پروژه به نحو احسن اجرا نشده است و شما در ظاهر کار پستی و بلندی احساس می کنید و سطح آن طور که باید باشد صاف و یکدست نیست نحوه اجرای کفپوش اپوکسی بسیار مهم است و هر شخصی قادر نیست که نتایج کار قابل قبولی کسب کند حتی نحوه اجرای رنگ اپوکسی هم بسیار مهم است با اینکه ضخامت کمی دارد روش اجرای کفپوش اپوکسی می‌تواند باعث تغییر هزینه‌ها و عمر کفپوش شود که این تغییر از چند هفته تا چند سال متغیر است در این مطلب به مواردی که باعث می شود سطح کار آنطور که شایسته یک کفپوش اپوکسی است صاف نباشد    


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بلاگرین و معضل مخاطبین
ساعت 15:22 | بازدید : 537 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

   دوستای زیادی دارم که تو کانالاشون یا وبلاگ‌های روزانه‌نویسیشون، از اتفاقات زیادی روزانه‌شون می‌نویسن. امتحان فرداشون، وقت تزریق ژل لبشون، وقت ناخنشون، دعوای آخروقت دیشبشون با دوست‌پسرشون. ماه‌ها بعد به خاطر بار سنگین حاصل از ثبت شدن چیزایی که صرفا باید رهاشون می‌کردن تا بگذره کم کم از اون محیط بدشون میاد، دیگه نمی‌تونن تحملش کنن و نهایتا اونجا با اون همه مخاطبی که دارن نابودش می‌کنن. اما عموما این انتهای داستانشون نیست. دوباره برمی‌گردن و دوباره به همون شیوه سابق می‌نویسن و دوباره نمی‌تونن تحمل کنن و میرن. سوالی که در این بین مطرح میشه اینه که چرا مخاطبا با وجود این که می‌دونن این شخص چیز زیادی واسه نوشتن نداره و دوباره می‌خواد چندین باره تو دام این قبیل نویسنده‌ها میوفتن؟ راستش خودم بارها این اتفاق واسم افتاده ولی نمی‌دونم چرا هیچ‌وقت نمی‌خواستم از این تله نجات پیدا کنم. انگار عادت کرده‌بودم که به عنوان مخاطب نادیده گرفته‌بشم.

   خیلی وقتا تو زندگیامون عادت کردیم به عنوان مخاطب نادیده گرفته بشیم. آدما فقط باهامون حرف می‌زنن و نهایتا بازخوردی که از حرفاشون داریم واسشون اهمیتی نداره. من نمی‌خوام گرفتار پذیرش این اتفاق باشم. لحظاتی تو زندگیم وجود داره که دوست ندارم مخاطب نادیده‌گرفته‌شده باشم. می‌خواستم عذرشونُ بخوام. دوست ندارم شنونده محض ماجرایی باشم که نمی‌تونم خللی درش ایجاد کنم.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چه مسائلی مادرها را رنج می‌دهد؟
ساعت 19:17 | بازدید : 535 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

   دیروز بعد از وقتی راحت و بی‌خیال بغل مامان خوابیده بودم، متوجه شدم که خوابم نمی‌بره. برگشتم سمت مامان. مامان هم بیدار بود. همین که برگشتم سمت مامان دستشُ برد لای موهام و با غصه گفت چیزی به ترکی به گفت که ترجمه‌ش این میشه: مادر برات بمیره که از الان موهات سفید شده. اون لحظه صداش به قدری غصه داشت که باورم نمی‌شد مامان می‌تونه بابت چهارتا دونه موی سفیدشده من این‌جوری ناراحت بشه. سنگینی صدای کلمات مامان باور نکردنی بود.

   با سرزنش گفتم مامان این چه حرفیه! موئه دیگه. تا ابد که قرار نبود سیاه بمونه. بالاخره سفید می‌شد. میگه: می‌دونم ولی اینا ناراحتم می کنن. کوتاهشون کن دیگه. بارها وقتی مامان می‌خواست کوتاهشون کنه من مقاومت کرده‌بودم. هیچ‌وقت متوجه نبودم که تحملشون واسه مامان سخته. همیشه فکر می‌کردم آدم نباید روزای سختشُ یادش بره. موهای سفید من یادبود روزای سیاه منن. گفتم:‌ خوشگلن که. گفت: خوشگلن ولی وقتی موهات سیاهن قشنگ‌ترن. مخالفتی نداشتم.

   الان روبه‌روی آیینه دارم می‌بینم که جدا موهای سفیدم خیلی جلب توجه می‌کنن. بارها و بارها از من پرسیدن که عه چرا موهات سفید شده ولی هیچ‌وقت کسی سعی نکرده تیکه‌های پازلُ کنار هم بذاره تا بفهمه همه واسه روزای سخته. بارها به خاطر خونه موندنم بازخواست شدم و کسی حواسش به موهای سفیدم نبود.

   هرچند اساسا نیازی به توضیح دادن درمورد هیچ‌کدوم از اینا به هیچ‌کسی نیست. مامان فهمید که غصه خورد. نمی‌خوام مامان غصه بخوره...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
feel the touch
ساعت 14:7 | بازدید : 326 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

feel the touch

   این همون جمله‌ای بود که Tomas Leroy تو Black Swan به Nina میگه. نینا یه دختر ۲۸ ساله‌ست که تا به این سن به خاطر حساسیت‌های مادرش که پدرشون رهاشون کرده و رفته با هیج‌مردی هیچ رابطه‌ای نداشته. تمام چیزی که توماس می‌خواد به نینا بگه اینه که آزادتر و زیباتر از دختری که لذت جنسی رو تجربه کرده بدون این که وابستگی‌ای به مردی داشته‌باشه وجود نداره. اصرار ما برای دائمی بودن شرکای جنسیمون اصرار بی‌خود و اشتباهیه که تمامی ارزش و اعتبار یه داستان عاشقانه رو ویران می‌کنه.

   اینُ همیشه شهاب بهم می‌گفت. می‌گفت لزومی نداره تا ابد داستان عاشقانه زندگیمون با شخص واحدی شریک باشیم. من نمی‌فهمیدم. اصراری کودکانه برای دائمی بودن تمام آدمایی که باهاشون رابطه داشتم-می‌خواستم داشته‌باشم، داشتم. اصراری که فقط و فقط نتیجه کوچیک بودن عقل ۲۰ ساله‌م بود.

   این‌روزا با ۸-۹ ماه پیش خیلی فرق دارم. از نظر تکنیکی یه رابطه مستقل دارم. اولین بوسه عشق زندگیم رو تجربه کردم، اونم با مردی که حتی فکرشم نمی‌کردم بشه این حجم از اختلافات رو هضم کرد. این روزا احساس می‌کنم داستان زندگیم مستقل‌تر از دورانی پیش می‌ره که فکر می‌کردم عاشقم! هرچند اون دوران چیزای خوبی یاد گرفتم. هرچند استقلال این روزامُ مدیون روزای مسخره اون دورانم ولی کماکان حس می‌کنم یه جایی تو این داستان درست پیش نمیره. نه که اشتباه باشه. فقط آزادم. اون‌قدری آزادم که کمترکسی تو این دوران هست.

   تمام چیزی که منُ از یه رابطه می‌ترسوند وابستگی بی‌مرز به مرد غریبه‌ای بود که قرار بود دوستت باشه. دوستی که مشخصا و صریحا باهات ارتباط فیزیکی داره، ولی واقعیت اینه که چنین موجودی وجود نداره. آدما نمی‌تونن اون‌قدری که من ازشون انتظار دارم دوستم باشن. هیچ‌کسی و پارتنرم آخرین کسیه که می‌تونه نقش چنین دوستی رو برای من بازی کنه.

   رابطه داشتن با آدما واسه تجربه یه چیزایی خوبه. حس قشنگیه. ولی فقط تجربه چیزاییه که تمام دنیا تجربه‌ش می‌کنن و تکراریه. چیز تازه‌ای نداره. تجربه احساساتی که زیادی واسمون پررنگ شدن. لذتی که ماورایی و آسمانی توصیف میشه هیچ چیز قابل توجهی نداره. واسه من خیلی وقتا شکلات تجربه جذاب‌تریه. هرمان هسه تو سیذارتها از همین حرف می‌زنه. از ساده و ابتدایی بودن تجربه‌ای که تا این اندازه برای ما مقدس شده.

   این روزا راستش خودمُ همون دختر آزادی می‌بینم که نیازی به مردی برای شاد بودن نداره. زیباترین چهره رو تمام طول عمرم دارم و احتمالا یاد گرفتم آزادی من رو هیچ مردی محدود نخواهدکرد. من هر زمان که بخوام و به نظرم وقت درستش باشه می‌تونم برم. می‌تونم برم. این روزا احساسات من وابسته نیستن. با وجود حس خوبی که با طه دارم ولی نمی‌تونم بگم به طرز لاینفک و قابا توصیفی عاشقش نیستم. عشق یه داستان کوتاه بود که صرف مرد اشتباهی شد. 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستان من اوج نداشت
ساعت 18:20 | بازدید : 538 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

   به طرز غریبی دوباره تو گرداب حرف نزدن دارم میوفتم. دایره آدمایی که باهاشون درارتباطم کوچیک و کوچیک‌تر میشه و من نه تنها با این قضیه مشکلی ندارم حتی نمی‌خوام با کسی بیشتر درارتباط باشم.

   چندوقتیه که متوجه شدم حرف زدن با شقایق هیچ ارزشی نداره. هیچ نکته مثبتی نداره که توجهمُ جلب کنه. همیشه خدا یا بی‌جوابه یا خوابه(!) یا داره می‌خوابه! یا به یه بهانه سخیف‌تر ناتموم رها میشه. حتی دیگه حوصله چرند گفتنا و قربون صدقه‌های مسخره و فیکشُ ندارم. چرا باید با چنین آدمایی معاشرت داشته‌باشم؟

   محیا تو یه اشتباه تاکتیکی منُ با دوستی مقایسه کرد که ابدا دوست نداشتم اتفاق بیوفته ولی خب راستش اون‌قدرام مهم نیست. از اون روز به بعد باهاش حرف نزدم. دلم نمی‌خواست باهاش حرف بزنم. به نظرم دیگه اعتبارشُ از دست داد. من و محیا ۶ ساله که با هم دوستیم و منُ با موجودی مقایسه کرد که احتمالا ۶ ماه بیشتر با هم دوست نبودن! آدما همین قدر ابله و قدرناشناسن! خیلی وقتا واقعا دیگه تحملشون سخت میشه. حتی دیگه نمی‌خوام ردی ازشون ببینم.

   طه خیلی وقته نیست. البته که فکرکنم سرش شلوغه و قاعدتا باید درکش کنم. کماکان کاری به کارش ندارم. اگه وقت داشت سروکله‌ش پیدا میشه و فعلا که نیست و نبودنش اون‌قدرا جدی نیست. راستش شاید بهتر که نیست. این روزا روزای خیلی خوب من نیست. دوست ندارم خیلی غرغر کنم.

   با مریم دیگه خیلی وقته حرف نمی‌زنم. همه‌ش ناله‌ست که از دست رضا چی کار کنم! منم دیگه دلم نمی‌خواست ناله‌هاشُ بشنوم. چندوقتی هست که دیگه بهانه‌ای واسه حرف زدن نداریم.

   سمانه خیلی بی‌ادب شده. هرچی از دهنش درمیاد میگه و با این اوصاف اصلا وقت خوبی نیست که بخوام باهاش حرف بزنم. بذار با دوستاش خوش باشه. احتمالا از نظر اونم من دیگه دارم پیر میشم. و دیگه آدم هیجان‌انگیزی نیستم. بالاخره اوج داستان هرکسی یه روزی یه جایی تموم میشه. داستان من اوج نداشت.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
علی و دیدگاهش :)
ساعت 21:22 | بازدید : 1022 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

   علی‌نامی تو وبلاگش درمورد لیلی‌ای من باشم نوشت.

   این جمله به ظاهر خبریه. جمله خبری‌ای که احتمالا هیچ ربطی به کسی غیراز من و علی نداشته‌باشه. ولی ذهن لیلی درگیره. کلمات قدرت جادویی دارن. کلمات می‌تونن مثل پر سبک باشن یا مثل پتک سنگین. مثل انار نرم و مهربون و مقدس باشن یا مثل انار تلخ و تلخ و تلخ باشن. انار امروز تلخه. اما اون‌قدرا هم بد نیست.

   تو دنیایی که این روزا کسی به خاطر به چیزی هستم متاسف نمیشه، امروز علی متاسف بود که من دیگه نمی‌تونم اون زن سنتی‌ای باشم که خانواده‌م با تمام قوا سعی در تربیتش داشت. انگار که بیماری مهلکی گرفته‌باشم. این قضیه با این که تازگی نداره ولی مدت‌ها بود که کسی غیر از خانواده‌م چنین دیدی نسبت به من نداشت. امروز عمیقا احساس کردم چه‌قدر از دنیای آدم‌هایی که برای من احساس تاسف می‌کنند فاصله گرفتم. چه‌قدر نمی‌تونم مثل اون‌ها فکر کنم.

   تو بخشی از چیزی که علی درمورد من نوشته‌بود برداشتی که می‌شد از حرفاش داشت این بود که دختری مثل من بودن باعث میشه هرروز خالی‌تر باشین ولی فراموش کرده‌بود که تکراره که باعث میشه هر روز خالی‌تر باشین، من تکرار نیستم. من یاد می‌گیرم، من پیشرفت می‌کنم و خیلی زود فهمیدم که هیچ‌مردی اون‌قدری که خانواده ترک قصد مقدس ساختنشُ داشت مقدس نیست. زندگی من ورای بودن یا نبودن جنس دیگه ادامه پیدا می‌کنه و خوشبختانه هدف زندگی من نمی‌تونه وابستگی به چنین نژادی باشه. آزادی هر زنی برای هر مردی ترسناکه و تاسف‌خوردن برای زنی که راه تازه‌ای پیداکرده ظاهرا باید خیلی طبیعی باشه.

   ظاهرا دختری مثل بودن از نظر علی برای آینده نسل بعدی نگران‌کننده بود. من قبول دارم. من از نسل مادرایی شبیه مادر خودم نیستم. مادر شدن برای من مفهوم دیگه‌ای داره. برای من دنیای دیگه‌ایه. فرزند من مطمئنم موجودی آزادتر از مادرش خواهد بود، شاید اصلا اون‌قدری آزاد باشه که حتی به قیدی به اسم زندگی نیاز نداشته‌باشه :))

   خیلی وقته که نقدی بر داستان زندگی من وارد نشده‌بود. این قضیه ابدا چیزی نیست که ناراحتم کنه ولی حواسمون به کلمات باشه. امروز انار تلخه، خیلی تلخ...



پی‌نوشت: شاید دوست‌داشته‌باشین دیدگاه علی رو نسبت به زندگی من بخونین :)

لینک


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستان زنی در پس ابهامات کور ذهنش!
ساعت 3:5 | بازدید : 544 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
داستان های عاشقانه یمان چگونه به انتها خواهند رسید؟
ساعت 3:7 | بازدید : 529 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

   امروز که مهمون افتخاری تولد سولماز بودم که متوجه شدم زوجی که خیلی به آینده مشترکشون امیدوار بودم، دیگه با هم نیستن. اواخر مهمونی بود که به این حقیقت تلخ پی بردم. یه جورایی ناامید شدم. این واقعیت که احتمالا اگه شانس بیارم و خیلی داستان عاشقانه زندگی من کش بیاد می تونم امیدوار باشم که چند سال دیگه به حقیرانه ترین شکل ممکن رها بشم. از روز اول از این قضیه می ترسم. این اواخر فکر می کردم که می تونم مدیریتش کنم ولی واقعیت اینه که این ترس ریشه تو استخون های من داره. نمی تونم تحت هیچ شرایطی باهاش کنار بیام.

   نمی تونم منتظر اوئن لحظه بمونم. فکر کنم باید یه فکری واسش بکنم. شاید وقتش باشه که برم. کل چیزی که قرار بود از این عاشقانه به دست بیارم همون بوسه داغ و دوست داشتنی ای بود که برای اولین بار تو زندگیم تجربه کردم. دوست دارم رابطه مون واقعی تر باشه. دوست دارم بیشتر باشه ولی دوست ندارم رها بشم. نمی تونم چنین چیزی رو دوباره و دوباره تجربه کنم. از محدوده تحمل من خارجه...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!
ساعت 21:22 | بازدید : 1032 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

   هنوز گاهی بهش فکر می‌کنم. این که چه‌جوری پیداش شد، چه‌جوری با هم روزای بد داشتیم، چه‌جوری نمی‌تونستیم به هم کمک کنیم، چه‌قدر یه دنده و لجباز بودی و نمی‌دونم می‌خواستیم چیُ بهم ثابت کنیم که این‌قدر نسبت بهم، نسبت به خودمون سخت گرفتیم.

   واسم گاهی شاملو می‌خوند. با حسرت نگاه می‌کرد. گاهی دلم واسه حسرت تو نگاهش تنگ میشه، اما امروز وقتی آیرین به من گفت که از شاملو خوشش نمیاد منم تایید کردم و گفتم منم ازش خوشم نمیاد. پرسید چرا؟ گفتم منُ یاد شهاب می‌ندازه. حالمُ بد می‌کنه. ظاهرا واسش منطقی بود. احتمالا ۵ دقیقه بعد بود که یه دکلمه اساسی از شاملو تو کانالم آپلود کردم! دوباره پرسید: تو که گفتی از شاملو خوشت نمیاد، چرا ازش دکلمه گذاشتی؟ بهانه کردم که من خوشم نمیاد ولی طرفدار زیاد داره. ظاهرا واسش قابل قبول بود، ولی تو باور نکن.

   گاهی که دلم واسش تنگ میشه از نامجو آهنگ می‌ذارم. گاهی که بی‌حوصله‌ترم از شاملو دکلمه، ولی هیچ‌کدومش واسم قابل توجیه نیست. من به وضوح با نبودنش کنار اومدم. یعنی اصلا نبوده که بخوام با نبودنش کنار بیام! همین‌جوری نبوده. ولی گاهی حس می‌کنم واقعا دوستش داشتم. اون‌قدری می‌خواستم باشه که نمی‌تونم کس دیگه‌ای رو بخوام. گاهی ولی این‌جوری نیست. حس می‌کنم هرکسی می‌تونه باشه. اصلا ربطی به اسم و قیافه و این‌چیزا نداره. شاید آدم بعدی خیلی آدم باحال‌تری باشه.

   احساساتم همه ضد و نقیضن. درست نمی‌دونم چی می‌خوام یا اصلا از چیزی که الان دارم و هستم راضیم یا نه. گاهی دلتنگم گاهی ازش متنفرم. گاهی مدام به خودم می‌گم که مرده! شاید واقعا لازم دارم که باور کنم مرده. مرده‌ها رو میشه دوست‌داشت ولی نمیشه داشت! رفتن و دیگه نمی‌شه به دستشون آورد.



پی‌نوشت: خودتون که می‌دونین عنوان از شاملوئه و دیگه نگم :)))


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
«بودن»،خود،برای چیست؟(2)
ساعت 21:17 | بازدید : 541 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

پل والری می گوید:«برای نخستین بار،انسان امروز است که می داند،تمدّنش فناپذیر است!»و این،بلندترین قلّه ای است که فرهنگ بشری فتح کرده است.و در این غار،تنها انسان است که می داند با گیاه و حیوان،هم خانه است؛و سرچشمهء همهء رنجهایش در همین آگاهی است.تصادفی نیست که «آن میوهء ممنوع» را که در بهشت خورد،میوهء «درخت بینائی» گفته اند؛میوه ای که تا از حلقومش فرو رفت،باغ سرسبز و زندگی خوش و آرام و سرشار از لذّتش در بهشت،غربت خاکی پر از رنج و تنهائی در زمین «گشت»!و این است معنای بی پایان آن حقیقت جاویدی که «هبوط آدم» نام دارد،و عصیان آدم؛و چه شباهتی است میان پرومته و شیطان!

جانور،حرکت دارد،امّا «سر در زمین»!و درخت،از زمین سربرکشیده است،امّا«پا در خاک».و آدمی،جانوری است که همچون درخت،رو به آسمان می روید.قامت بلند عصیانی است که از پستی این «دنیا»ی کوتاه،به «ماوراء» سر برداشته است.او درخت طغیان است،گل نفی است.در پاسخ سراسر این هستی،سراپا «نه» است.بودن او،نبودنِ جز او است.او با «نفی» تدریجی طبیعت،وجود خویش را تدریجاً اثبات می کند.او رویهء سکّه ای است که رویهء دیگرش،این عالم است.به میزانی که کائنات پوچ و جامد و کوردل را،به نیروی احساس و خلّاقیّت خویش،شعور و احساس و آشنائی می دهد،و پدیده های ابله عنصری را،به اعجاز هنر،با خود خویشاوندی می بخشد،خود رامی آفریند،«می شود».

این است که هنرمند،طبیعت را تزئین نمی کند،زیبائی را خلق نمی کند،خود را پدید می آورد.انسان ها همه هنرمندند؛هر کسی به میزان هنری که دارد،انسان است،و با انکار واقعیّت طبیعت،حقیقت خویش را ابداع می کند.این است آن دیالکتیک اعجازگری که هیچ کس از آن سخن نگفته است؛و این است آن «روحی که خدا از خویش در آدمی دمیده است».آن چه به او آموخته است و آن چه او را مسجود تمام ملائک خدا کرده است؛و گناه نخستینش نیز همین بوده است؛و میوهء ممنوعش نیز همین و تبعیدش به زمین نیز همین و خویشاوندی اش با خدا همین و همدستی اش با شیطان همین و سرچشمهء کمال اهورائی اش و سرمنشأ زایندهء رنجش همین.اگر خدا «ظلوم و جهول»اش می خواند،از این است؛و اگر به بر و بالایش می نگرد و از شوق،«فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» می گوید از این!

... پایان ...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بهترین فرشته ها،شیطان بود(1)
ساعت 21:17 | بازدید : 558 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

مرا کسی نساخت،خدا ساخت؛نه آنچنان که «کسی می خواست»،که من کسی نداشتم،کَس ام خدا بود،کَسِ بی کَسان.او بود که مرا ساخت،آنچنانکه خودش خواست؛نه از من پرسید و نه از آن«منِ دیگر»م.من یک گِلِ بی صاحب بودم.مرا از روح خود در آن دمید و بر روی خاک و در زیر آفتاب،تنها رهایم کرد.«مرا به خودم واگذاشت».عاقّ آسمان!

وقتی داشتند مرا می آفریدند،می سرشتند،کسی آن گوشه،خدا خدا نمی کرد.وقتی داشتم روح می پذیرفتم،شکل می گرفتم،قد می کشیدم،چشم هایم رنگ می خورد،چهره ام طرح می شد،بینی ام نجابت می گرفت،فرشتهء ظریف و شوخ و مهربان و چابک پنجه ای،با نوک انگشتان کوچک سِحر آفرین اش،آن را صاف و صوف نمی کرد.وقتی می خواستند کار دل را در سینه ام آغاز کنند،آشنائی دلسوز و دل شناس نداشتم تا برود و بگردد و از خزانهء دل های خوب،بهترین را برگزیند.وقتی روح را خواستند در کالبدم بدمند،هیچ کس،پریشان و ماتهب دست به کار نشد،تا از نُزهتگه ارواح فرشتگان،قدّیسان،شاعران،عارفان و الهه های زیبائی روح و خدایان هنر و احساس و ایمان،نازترین و نازنین ترین را انتخاب کند.

این فرشته ها که احساس ندارند،شعور ندارند،این حرف ها سرشان نمیشود،«فرشته،عشق نداند که چیست؟» این ها یک مشت عمله اند،یک عدّه کارمندان جزء یا کلّ دولتند،کنتراتی کار می کنند،تقلّبی کار می کنند.سرعمله شان شیطان است.درست است که ظاهراً مطیع و مُنقاد خداوندِ خدایند و برای او کار می کنند،امّا پنهانی دست همه شان در دست شیطان است؛همه در بیعت اویند؛عُرضه اش را نداشتند که مثل او «عصیان» کنند،وگرنه می کردند؛و پنهانی می کنند.

بهترینِ فرشته ها همین شیطان بود!مرد و مردانه ایستاد و گفت:«نه،سجده نمی کنم،تو را سجده می کنم،امّا این آدمک های کثیفی را که از «گِل متعفّن» ساخته ای،این موجود ضعیف و نکبتی را که برای شکم چرانی اش،خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواری و آخرت و حق شناسی و محبّت و همه چیز و همه کس را فراموش می کند،برای یک شکم انگور یا خرما یا گندم،گوسفندوار پوزه اش را به زمین فرو می برد،و چشم اش را بر آسمان و بر تو می بندد،سجده نمی کنم!

این چرند بد چشم شکم چران پول دوست کاسبکار پست را سجده کنم؟کسی را که به خاطر تو،برای نشان دادن ایمان و اخلاص اش به تو،یک دسته گندم زرد و پوسیده را به قربانگاه می آورد؟او را که به خاطر خوشگلی خواهرش،حرف تو را زیر پا می گذارد،پدرش را لجن مال می کند؟برادرش را می کشد...؟

ادامه دارد...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بهترین فرشته ها،شیطان بود(2)
ساعت 21:17 | بازدید : 845 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )
نمی بینی این ها چه می کنند؟زمین را،و زمان را به چه کثافتی کشانده اند؟مسیح و یحیی و زکریّا و «علی» را بی رحمانه و ددمنشانه می کُشند،تنها به علّت آنکه«می توانند»،نه،تنها به علّت آنکه «شخصیّت بزرگ،روح بلند و انسان پرشکوه»،تحمّل اش برای «اشخاص حقیر،ارواح زبون و آدمک های خوار و ذلیل»،شکنجه آور است؛و احساسِ بودنِ آنها،عقده های حقارت و پوچی را همچون ماران خوشه دار،به خشم می آورد،و دیوارهء جانشان را نیش می زنند و از شدّت درد،دیوانه و هار می شوند.و آنگاه با کشتن و سوختن و پوست کندن و شمع آجین کردن آن ها،که بودن شان برای این زبونان جُرم است،آرام می گیرند،لذّت می برند و شفا می یابند؛و آن وقت سه میلیاردشان نوکر دو سه تا جانور خونخوار نامردی می شوند مثل نرون و چنگیز و تیمور و هلاکو و آشور بانی پال و خلیفه و قیصر و چومبه و متمدّن هایش،استالین و نیکسون و هیث و ...همه بردگان رام و زبون فرعون یا قارون ییا بلعم باعور!

چه می دانم؟شاید این فرشته هائی که این شبه آدم ها را درست می کنند،واقعاً غرض خاصّی هم نداشته باشند،واقعاً با همکار و هم قطار سابق شان،شیطان،هم دست و همداستان نباشند،ولی حدّاقلّ این هست که اگر هم توطئه ای در کار نباشد،این ها کنتراتی کار می کنند،تقلّبی کار می کنند؛یا خدا روزمزد شان نکرده،کارمزدی کار می کنند؛یعنی هر رأس آدم که بسازند،مثلاً یک قِران مزدش را می گیرند.یک قِران؟چه خبر است؟!چهارپول،نیم عبّاسی،یک غاز.این است که تمام همّ و غمّ شان زیاد درست کردن است،بالا بردن «سطح تولید» است!

من از روی همین آدم هائی که درست می کنند و هر روز،خر در خروار هی می دهند بیرون،فهمیدم که آن ها کارمزدی اند،تقلّب می کنند،حتّی توی همین لجن . گِل و لای هم،جنس آشغال می زنند،از مایهء روح و احساس و عقل و زیبائی و آن بارقهء قدسی اهورائی می دزدند،کِش می روند و ریشه و پی و چربی و روده و شکمبهء پرشده و استخوان و پوست و پشم و قازورات اش را زیادتر می کنند.حتّی بعضی ها را همین جوری نیمه کاره می دهند بیرون!هنوز اعضای یدکی اش را درست به هم نبسته اند و جوش نداده اند و پیچ و مهره هایش را سفت نکرده اند،ول می کنند روی زمین.بعضی ها اتاق شان را که می سازند،خالی می آورند به بازار!غالباً یادشان نیست که حدّاقلّ یک قطره عقل و شعور و عاطفه و فهم و ظرافت و انسانیّت و روح،توی لش به این سنگینی بچکانند.یک گردی،به اندازهء زعفران روی پلو،برای تزئین،برای جلوی چشم مشتری روی آن بپاشند!

به قدری آن جا سرشان شلوغ و حواسّ شان پرت است،و از روی بی اعتنائی و سهل انگاری و دست پاچگی کار می کنند،که گاهی اصلاً اسباب و لوازم آدم ها را عوضی می بندند.مثلاً زبانی را که برای یک آدم حسابی ساخته اند و مال یک شخص شرافتمند و خوش سخن و پاکدامن و مهربان بوده است،می گذارند توی دهان یک دزد قالتاق پاچه ورمال!چشم و لب و ماسک صورت را که برای یک تیپ معصوم دوست داشتنی پرمحبّت و صمیمی و فداکار ساخته بوده اند،می کشند به کلّهء یک رِند هفت خطّ بدکارهء رذل!

کلّه ای را با سر تراشیده و پیشانی مُهر شده و ریش توپی دقیقاً خط کشی شده و لب های غنچه ای کوچک و باریک فرو رفته در ریش و شارب ساخته اند،برای ذکر و ورد و صلوات و تلاوت و پیشانی پینه بستهء ریخته شده برای سجده های طولانی و مادام العمری و نافله ها و نمازهای صد رکعتی در دل های تاریک شب ها و دم های نیم روشن سحرها،امّا از دست پاچگی عوضی گذاشته اند روی گردن شارلاتان های مارگیر روباه صفت،زالو عمل،بوقلمون رنگ،جیب بُر،چشم بند بی رحمی که وقتی دورهء امام یا پیغمبری به بازار تاریخ می رسند،می شوند یهودا و بلعم باعورا و سامری و مسیلمهء کذّاب و شمر ذی الجوشن و قاتل امام و کشندهء پیغمبر و همدست یزید و قیصر و نمرود،برای «نانی و نامی»؛و وقتی دیرتر می رسند،یعنی زمانی که اسلاف شان،نسل های پیش شان همهء این کارها را کرده اند،ناچار،می شوند متولّی همان امام و خلیفهء همان پیغمبر و مدّعی همان دین،برای نانی و نامی!این سیاستمداران بی شکست و این تجّار بی ورشکست!

ادامه دارد...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بهترین فرشته ها،شیطان بود(3)
ساعت 21:17 | بازدید : 967 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

گاهی دل و دماغ یک غلام،برده،کنیز و نوکر یا گاهی حتّی از حیوانات مثل دل و دماغ خوک یا سگ یا مار یا گاو یا الاغ یا روباه یا گرگ یا عنتر یا بوقلمون یا موش یا جغد یا شتر یا «شتر-گاو-پلنگ» و غیره را همین جور چشم بسته و شانسی،می چپانند توی اندام یک آقا،یک خانم،یک شخصیّت بسیار برجسته،محترم،دانشمند،مُعَنون...

نمی دانم!گاه فکر می کنم شاید شوخی هم می کنند.خودشان هم از این کار یکنواخت و خسته کننده ای که بیش از پانصد هزار سال است،از آدم نئانندرتال تا فیلدمارشال و از یأجوج و مأجوج تا آنگلوساکسون و از آدم های میمون نمای عهد بوق تا میمون های آدم نمای عصر برق،فرقی نکرده و بلکه افتضاح تر هم شده است؛حوصله شان سر می رود و گاه برای تفریح خاطر و خنده و شوخی و رفع ملالت چنین کار بی ثمری،جوک های بامزّه ای می سازند!

من از آدم های بد و گناهکار و آدمکش صحبت نمی کنم؛از آدم های عوضی و بی خودی و بدلی و ناشیانه و بی معنی و کشکی و «بی...همه چیز» و «هیچ و پوچ»و بی مصرف و بی خاصیّت حرف می زنم که شایستگی بد بودن و عُرضهء گناه کردن هم ندارند!مردی که برای لقمه ای نان و پاره ای استخوان،دُم می جنباند و پوزه بر کفش ارباب می مالد!و تحصیل کردهء متشخّصی که برای احتمال انزال رتبه ای و جلب عنایت بالاتری،به جان کسی دعا می کند!

آدم هائی که جرأت ندارند از پیش خود،بدون اجازهء بالاتر ها،حرفی را گوش دهند،آدمی را بفهمند،از پیش خود بخندند،مخالفت کنند،موافق باشند و ...آدم هائی که درست دهانهء آب انبار خالی و مخروبه اند،که هر صدائی که دَم گوش شان ول می کنند،عیناً،امّا با طنین بیشتری از دهان پس می دهند،و با لحن کِشدار و پرافتخاری که انگار صدای خود اوست.

برای آدم های«چهارپائی»،کفر و دین،دنیا و آخرت،ماتریالیسم و ایده آلیسم،سوسیالیسم و بورژوازی،مارکس و محمّد(ص)،خداپرستی و رئیس پرستی،رستم و علی(ع)،انترناسیونال دوّم و رایش سوّم و امام ششم یکی است!

مفصّل است؛همین قدر که نمونه ای داده باشم از انواع و اقسام «لا تعد و لا تحصی»یِ این گونه «آدم های هیچ گونه» و «چس فیل های ناطق»،که آبروی اولاد قابیل را هم برده اند!

بی خودی نیست که در تمام قصّه های خلقت دنیا،از اساطیر یونانی گرفته تا مذاهب سامی و فرهنگ های هندی و چینی و ...آن چه مشترک است،«پشیمانی خدا» از آفرینش،پس از آن که فرزندان آدم بر روی زمین به راه افتادند و تاریخ را آغاز کردند!

... پایان ...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دردم،دردِ «بی کسی» بود!(1)
ساعت 21:17 | بازدید : 920 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

ناگهان ندای خداوند خدا،هستی را در سکوت «عدم» فرو برد.ندا آن را بر کوه ها و صحرا ها و دریاها عرضه می کرد،هیچ یک را از وحشت،یارای پاسخی نبود.قامت بلند قلّه ها،همچون فانوس به روی خود تاخورد؛دشت های پهناور دامن فرا چیدند؛دریاها پا به فرار نهادند؛همه از برداشتن سر باز زدند؛من برداشتمفما برداشتیم!

خداوند خدا در شگفت شد.من پیش رفتم و در برابر چشمان وحشت زدهء ملکوت،آن کوه غضبناک آتش را از دست خداوند گرفتم.خداوند خدا،در حالی که بر چهره اش گل سرخ شادی می شکفت و شهد محبّتی از لبخند زیبای لبان اش می ریخت،گفت:

آه!که چه سخت ستمکار نادانی!

و چشم و دل من،از این عتاب همچون پرشکوه ترین ستایشی که از ازل بر زبان خداوند خدا رفته است،از شکر و اشک لبریز شد.خشم و ناخشنودی از چهرهء فرشتگان آشکارا بود.خداوند خدا،آنان را از «نام ها» پرسید؛هیچ یک ندانستند.گفتند:ما را جز آن چه تو تعلیم کرده ای،دانشی نیست.

و از من پرسید.یکایک همه را پاسخ گفتم.خداوند خدا،با چهره ای شکفته از توفیق،آنان را خطاب کرد که:«دیدید!من می دانم آن چه را شما نمی دانید!»

ناچار با تلخی خاموش شدند.سپس خداوند خدا آنان را فرمود:

«همگی،بزرگ تان و کوچک تان،دورتان و مزدیک تان،در پای اینان به خاک افتید!»

فرمان،فرمان خداوند بود.همه سر به سجده نهادند،جز شیطان،که طغیان کرد.اکنون که خداوند خدا،«دوست داشتن» را بر می گزیند،«عشق» را در پای آن به سجده می خواند.او که عاشق بزرگ و یرین خداوند است،از کینه جانش عاصی می شود؛حسد عشق،عشق را نیز تباه می کند.مطرود «عشق» می گردد و دشمن «دوست داشتن».

امّا به پاس «عشق»،دست اش را در انتقام گرفتن از دوست خویش،امانتدار آشنا و خویشاوند همانند و تلمیذ درس های اوپانیشادی خویش،باز می گذارد،تا هم «عشق» را پاداش داده باشد و هم «دوست داشتن» را بیازماید.

چه می گویم؟«بگدازد،صافی کند و ...بسازد!»در ستیز با او است که «دل» می پرورد؛در زندان مهیب او است که «آزادی» رامی شناسیم.شیطان،نیاز به خداوند را،در جان ما می آفریند و قوّت می دهد.مائده هائی که بی رنج بر سفرهء گسترده،در زیر دستمان می یابیم،همه دست پخت شیطان است.مگوئید شیرین است،مگوئید رنگین است؛این طبّاخ حسود و کینه جو شیرین می پزد و رنگین می سازد،تا بر سر سفره مان نگاه می دارد.تا از سفر بازمانیم.او از یک گام برداشتن ما بیمناک است.

گِل رسوبی!این سهم او است،در سرشتن ما!

روح خداوند خدا در جانم،امانت او بر پشتم،قلمش در دستم،و حکمت نام ها،دانش «ودا» بر لوح دلم؛کائنات در برابرم به رکوع،ملائک در پیش پایم به سجود؛و من در ملکوت خداوند،آزاد و بر کنارهء دریای اسکیس،سایهء فرّه اهورائی بر بالای سرم افراشته،و بال های نرم جبرئیل در زیر پایم به مهر گسترده.

امّا چه رنجی است،لذّتها را تنها بردن؛و چه زشت است زیبائی ها را تنها دیدن؛و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن!در بهشت،تنها بودن،سخت تر از کویر است.در بهار،هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند،یاد«تنهائی» را در سرت بیدار می کند.هر گل سرخی بر دلت،داغ آتشی است.در آن روزها که آفتاب و باران به هم در می آمیزند،در آن شب های کویر که از آسمان ستاره می بارد و دشت،دعوتی را با دل تو تکرار می کند،در سینهء دشتی،افق خونین را می نگری و مسافری تنها،از پنجرهء کوپهء قطارش،سال نو را در گریبان سپیده تحویل می کند،بیش تر از همه وقت،دشوارتر از همه جا،احساس می کنیم که،در این «مثنوی» بزرگ طبیعت،«مصراعی» ناتمامیم؛بودنمان،انتظار یک «بیت» شدن!

ادامه دارد...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دردم،دردِ «بی کسی» بود!(2)
ساعت 21:17 | بازدید : 857 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

تنها خوشبخت بودن،خوشبختی ای رنج زا است.من برای نخستین بار و برای آخرین بار،در هستی ام رنج «تنهائی» را احساس کردم.«بی کسی»،بهشت را در چشمم کویر می نمود.جز این هنگام،«تنهائی» پناهگاه مأنوس من در گریختن از تن ها شد،جزیرهء آرام و راستین من،در این دریای «سامسارا»ی هول و نمود و ناپایداری و غرق بود؛خلوت خوبم در ازدحام بد جمعیّت،آزادی نَفَسَم در خفقان نفوس.رنجم از آن پس،دیگر نه «تنهائی»،«جدائی» بود؛و بی تابی ام نه هرگز«بی کسی»،«بی اوئی» شد.

در بهشت همهء زیبائی ها،کام ها و رهائی ها،بر لب نهرهای سرشار شیر و عسل،تنها دیدن و تنها آشامیدن و تنها نشستن،برزخی زیستن است.با دردها و زشتی ها و ناکامی ها،آسوده تر می توان «تنها» ماند،بی همدرد،بی غمگسار،بی دوست.این خود،یک نوع نواختن دوست است؛یک «مهربان بودن» با او است.در دردها،دوست را خبر نکردن،خود،یک عشق ورزیدن است.تقیّهء درد،زیباترین نمایش «ایمان» است.به محبّت،خلوصی می بخشد که سخت شیرین است.رنج،تلخ است،امّا هنگامی که تنها می کشیم،تا دوست را به یاری نخوانیم،برای او کاری می کنیم،و این خود،دل را شکیبا می کند،طعم توفیق می چشاند.

امّا در بهشت،چگونه می توان «بی او» بود؟سایهء سرد و دل انگیز طوبی،قصر آرام و خیال پرور لاکروا،بانگ آب،نهر مقدّس،زمزمهء مهربان جویبارها،جوشش لایزال چشمه های آب حیات،پیک های سبک خیز نسیم،عطر دلنواز گل و نغمهء بهشتی مرغان و آواز پر جبرئیل و سایش بالهای فرشتگان و آن همه زیبائی ها،آن همه نعمت ها،آن همه پاکی و خوبی و شیرینی و شربت و شراب و مستی و آزادی و کام و خوش بختی...!

چگونه می توان دوست را خبر نکرد؟!چگونه می توان «غیبت» او را و «تنهائی» خویش را کشید؟چه بیهودگی عامّ و چه برزخ بی پایانی است،بهشتی که در آن،«او» نیست!در بهشت همهء آرزوها،در کنار همهء خواستن ها،در آن جا که هرچه می بایست هست،تنهائی،آزاری طاقت فرسا است.هنگامی که راه سفر در پیش پاهای مشتاقی باز می شود،«بی همسفری» سخت است.

پروردگار مهربان من،از دوزخ این بهشت،رهائی ام بخش!در اینجا هر درختی،مرا قامت دشنامی است؛و هر زمزمه ای،بانگ عزائی؛و هر چشم اندازی،سکوت گنگ و بی حاصلی رنج زای گسترده ای.در هراس دم می زنم؛در بی قراری زندگی می کنم؛و بهشت تو،برای من بیهودگی رنگینی است.این حوران زیبا و غلمان رعنا،همچون مائده های دیگر،برای پاسخ نیازی در من اند،امّا خود من،بی پاسخ مانده ام.هیچ کس،هیچ چیز در این جا،«به خود» هیچ نیست.«بودن من» بی مخاطب مانده است.من در این بهشت،همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگ ات تنهایم.«تو قلب بیگانه را می شناسی،که خود،در سرزمین وجود،بیگانه بوده ای»!

«کسی را برایم بیافرین،تا در او بیارامم.»

دردم،دردِ «بی کسی» بود.

... پایان ...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خدا گفت:او را خودت بساز!(1)
ساعت 21:17 | بازدید : 982 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

دستگاه خلقت،کارش را از سر گرفت؛و من که مستی توفیق در جانم می دوید و شادی دلم را می شست و لبریز نور می کرد؛به سوی «روح» شتافتم؛و او در حالیکه با تمام چهره اش می خندید،جام را از دستم گرفت.عالم «ذر» بود و خداوندِخدا دست اندر کار سرشتن فطرت ها!قیامت کبرائی بود!هراس مرموز و سنگینی بر ابدیّت سایه افکنده بود.فرشتگان سر در پیش و خاموش،شتابان مُشت مُشت لجن بر می گرفتند و تند و بی حوصله و ناخشنود،همه را یکنواخت و قالبی شکل می دادند،و کناری بر روی خاک می افکندند تا خشک شود و همچون سفالی که شد،خداوندِخدا در آن روح دمد و مجسّمه های لجنی جان گیرند و به راه افتند.

توده های کوچک لجن،در صفی که تا بی نهایت ادامه داشت،به چشم می خورد و در آن میان،«گِل» همچون تودهء فروزان آتش می درخشید.من ایستاده بودم و با کنجکاوی در آن خیره شده بودم.دلم می تپید،و چشم هایم از اشک شوق و شکر چنان پر شده بود،که تصویر «گِل» تو،در نگاهم می لرزید.من نتوانستم سر پا بایستم!زانوانم توان نداشت.کنار «گِل» تو نشستم،امّا چشم از تو بر نداشتم.نزدیک تر آمدم،نزدیک تر؛و خدا مرا از زیر چشم های بزرگ و شوخ و هوشیار و مهربانش می پائید.

دیدم که «گِل» تو،همچون خاکستر «حلّاج» می تپید.من بی تاب شدم.شنیدم آوائی که به صدای سایش بالهای پرندگان می مانست،نام مرا می بُرد!گوئی نام خویش را از عمق درونم می شنوم.

خدا به شتاب گِل های دیگر را می سرشت و می ساخت و نوبت تو نزدیک تر می شد و من بی قرار!

نوبت تو رسید!من برای نخستین بار نفسی برآوردم و نیروی شوق از جا بلندم کرد و در برابر خدا ایستادم.امّا همچنان چشم از تو بر نگرفتم.

خدا با سیمائی پدرانه از نور و چشمانی پر از نبوغ و لبخندی پر از گذشت و مهربانی در من نگریست.لحظه ای در من نگریست و من،گرمای نگاه رحیمش را بر گونه های سرد و مرتعش ام احساس کردم.نگاهم را از «گِل» تو بر کشیدم، امّا نتوانستم بر چهرهء خدا بدوزم.به پای او دوختم و سر از شرم به زیر افکندم؛و در آن هنگام احساس جوانی را داشتم که با معشوقش در برابر پدربزرگ بزرگوار و مهربانش،که از سعادت آنان خوشحال است،ایستاده ام.

ادامه دارد...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خدا گفت:او را خودت بساز!(2)
ساعت 21:17 | بازدید : 1027 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )
ناگهان خداوندِخدا مرا ندا داد که او را به دستم ده!چه فرمان شگفتی!من گریستم؛احساس کردم که نمی توانم،کار دشواری بود.در زیر فشار سنگین چنین محبّتی چه می کشیدم!خدا همهء محبّت هایش را – که از همهء کوهها سنگین تر است – بر دل نازک جوان من نهاده بود!

خم شدم.چه تلاشی می کردم که نلغزم؛که بتوانم.

در دستم «گِل» تو و در برابرم خداوند!

برداشتم؛سبک بودی و نرم؛گِلی به رنگ طلا.درونت را از صافی می دیدم.هسته ای سرخ رنگ در آن می تپید و دو دانهء گوهر،که با موی مرموزی به آن هسته پیوسته بود.برداشتم و ایستادم؛تو در مُشت هایم و خدا در برابرم.گرمای تن مرا داشتی.دوست داشتم سرم را آهسته خم کنم و آن را ببوسم،امّا خدا می نگریست.خواستم ناگهان آن چه را در مُشت داشتم،ببلعم؛نمی شد.خواستم آن را بر روی صورتم بگذارم و از غیظ فشار دهم،آن چنان که کاسهء چشمانم از تو پر شود.امّا از خدا خجالت می کشیدم.

دست هایم را با ادب،آهسته و لرزان پیش آوردم.تو سخت می تپیدی؛چنان که نزدیک بود از دستم بیفتی؛و من چه دلهره ای داشتم!چه حالی داشتم!و خدا می نگریست.چنان مرا نگاه می کرد و به نگاهش می نواخت که من اطمینان یافته بودم که تو را زیبا خواهد آفرید.چنان لبخندش مهربان و پر از رحمت بود،که یقین کرده بودم که تو را مهربان خواهد آفرید.چنان در سکوتش نوازش و ستایش از خود می خواندم که دانسته بودم که تو را بس دانک خواهد آفرید.

به هر دو دستهایم «گِل» تو را گرفته بودم و پیش می بردم؛تا انگشتانم ردای نورانی و بزرگ خدا را،که به رنگ ملکوت بود،لمس می کرد.دست هایم را هم چنان نگاه داشتم و سر به زیر و چشم هایم فرو افتاده به زمین و چهره ام از شرم و شوق و شکر تافته.

لحظه ای گذشت و لحظاتی...و خدا هیچ نگفت.به دست های بزرگ و تئانایش،دست های مقدّس و نوازشگر و خوبش خیره شدم؛همچنان فروهشته بود.در او نمی نگریستم،امّا همچنان حس می کردم که مرا می نگرد.

حس کردم که لب هایش بیش تر به لبخند باز شده است؛آن چنان که سراسر درونم پر از نور و یقین شده بود.لحظه ای گذشت و لحظاتی...سکوت شگفتی بود.فرشتگان همه دست از کار کشیده بودند و گرد ما حلقه بسته بودند.

داستان شگفتی بود؛کار آفرینش لحظه هائی متوقّف شده بود.هستی از جنبش باز ایستاد.همهء کرّوبیان عالم بالا،گردن می کشیدند.

ناگهان خدا با لحنی که از محبّت لبریز بود و پیدا بود که دلش بر من سوخته است،گفت:

پسرجان،پسرجان!او را خودت بساز!

و من به قدری اشک ریختم،که تو در دست های من خیس شدی.

... پایان ...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آدم،کسی است که عصیان می کند!(1)
ساعت 21:17 | بازدید : 877 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

جهان رام،زندگی آرام،ملکوت عظیم امّا آشنا،هستی مطلق امّا صمیمی،همه چیز جاوید امّا همواره بدیع،نه گذشته و خاطرهء رنجورِ نداشتن ها و نه آینده و اندیشهء هراسناک از دست دادن ها! همیشه «حال»،آنی طلائی که از ازل تا به ابد دامن کشیده و به مطلق رسیده!

جائی که از همه سو به «بی سوئی» پیوسته.پایان همهء راه ها،نیل همهء سفرها،مائده های همهء جوع ها،سرچشمهء همهء عطش ها،آسمانِ به عرش خدا پیوسته،زمین به بارانِ سحرگاهی شسته،پروانه های شوق نشسته،پرنده های خیال بی تکان،کبوتران آرزو بی جنبش،قاصدک ها در هوا ایستاده و «بودن» پر و زیبا،خشنود و خویشاوند!

هستی گرم عشق و سرشار لذّت بود.هوس ها تا هرجا که خواستن توان داشت،همه جا،رها از هر نبایستن،نی خرامیدند؛و آرزوها همه آسان،وصال ها همه نزدیک و امیدها همه و عطش ها همه سیراب...و جهان غرق بهار،لبریز عشق،بی قرار لذّت بود.

همه چیز در آرامش شیرین و سیراب وصال می گذشت.ذرّات وجود همه در رؤیای اثیری شنا می کردند.و ما،در آغوش «مطلق ها»،به هم می زیستیم،در هم دَم می زدیم.و در «بودن» هم معنی می یافتیم؛و در آفریدن هم ساخته می شدیم؛و در چگونگی هم ماهیت می گرفتیم؛و در آشنائی هم به خودآشنائی می رسیدیم.و اینچنین زندگی می کردیم و کائنات،همه مهربان،در زیر پنجرهء عزیز خانه مان،به لذّت و مستی و عشق،آرام و خاموش و رام ما بودند.

روزی در یک صبح آرام و اسرارآمیز،حادثه ای روی داد.چندی بود که دلم گواهی خبری را می داد.گوئی بر لب همهء اشیاء عالم،حرفی برای گفتن بی قراری می کند.در چهرهء آرام و زلال آسمان معصوم،سایهء ناپیدای رازی ناشناس افتاده است.چنین می نمود که همه چیز در انتظار گنگی دقیقه شماری می کنند.امّا،در آرامشی آنچنان عظیم و نیرومند که جاودان می نمود،من هیچ حادثه ای را باور نمی توانستم کرد.

ادامه دارد...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آدم،کسی است که عصیان می کند!(2)
ساعت 21:17 | بازدید : 874 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

بوی بهار،در دِماغ آفرینش پیچیده بود؛و آفتاب تن از غبار می شست و جامه نو می کرد؛و نسیم،عطر گل های دوردست را به مشام ما می ریختند؛و پرستوهای شاد از هجرت خویش بازمی گشتند؛و ابرهای خوش خبر اسفندی،پیاپی می رسیدند و بر سر ما فریاد شوق بر می داشتند؛و تندرها با تازیانه های آتشین،پیش می راندند و بلور آسمان را می شکستند؛و باران،گریه های بهارین خویش را آغاز می کردند.و من،سرِ مغرور و دلِ بی درد و جانِ پیروز و تکیه زده بر بارگاه «زئوس» در اوج اُلَمپ،همچون ربّ النّوعی در میان همهء «ارباب انواع»،غرقه در مستی کام نشسته بودم؛و جوی شیر و عسل از برابرم و انهار سرشار،از زیر قصر استغنایم می گذشتند؛و درخت طوبی،سایه بر سرم گسترده و استخر کوثر،در پیش چشمم لبریز؛و فرشتگان از بالای سرم می گذشتند و به من بر حرمت و طاعت سلام می کردند.

او آمد و در دست هایش،که دو مسیح خاموشند،مکتوبی از حریر سپید و بر آن آیاتی به خطّ طلا،در آن کلماتی مجهول،که من هرگز نشناخته بودم.«هرگز چنو مکتوبی نخونده بودم،هرگز چنو خطّی به دست خویش ننوشته بودم.» پیش آمد و در او نگریستم و نگریستم و دیدم که گوئی او نیست.چهره اش برتافته بود؛رنگ چشمانش تغییر کرده بود و از آن «پرتو بنفشی» ساطع بود.

طنین صدایش جوهری مرموز گرفته بود.گوئی پرنده ای غیبی در حنجره اش می نالد،حرف می زد،و من صدای سایش بال های کبوتری هراسان را در آرامش گنگ مغرب می شنیدم.حرف می زد و من که تمام حضورم مخاطبش شده بود،به او گوش نمی کردم.

گوئی می نالد، یا آواز می خواند.کلماتش را قطره قطره می نوشیدم،می چشیدم.عطر و طعمش در دماغ روحم،کام احساسم،اثر می کرد.امّا آن چه می گفت؛به ادراک روشنم راه نمی یافت.

سخنش،همچون دَمِ مُغان،زمزمهء مؤبدان،اوراد ساحران،دلم را خبر می کرد،امّا در دِماغم نمی آمد.او سخن می گفت و من،های های گریه را،در نهان خویشتن خاموش می شنیدم.

او سخن می گفت و من،عقده ای را که همهء دردهای عالم در آن گره خورده بود و سنگ شده بود،بر سر راه نفسم،حلقومم،احساس می کردم؛و احساس می کردم که نرم میشود و گرم میشود و ذوب میشود و قطره قطره در دلم فرو می چکد.

ادامه دارد...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پارگی شبکیه | مراقبت‌های بعد از عمل پارگی شبکیه
ساعت 21:15 | بازدید : 519 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

پارگی شبکیه

پارگی شبکیه

پارگی شبکیه یا Retinal Detachment از جمله بیماری‌های مربوط به چشم است؛ چند حالت دارد که بعضی از آنها رایج‌ترند. به طور کلی اتفاقی است که معمولاً در سنین بالا، در اثر ضربه به چشم، صورت یا سر، نزدیک‌بینی شدید، وجود تومور داخل چشمی، سابقه‌ی جراحی چشم، سابقه‌ی این عارضه در فامیل، سابقه‌ی آب مروارید، و یا دیابت رخ می‌دهد.

در کودکی و جوانی زجاجیه، قوام زیاد و اتصالات محکمی به شبکیه دارد و طبیعتاً تحرک زیادی ندارد و با فشاری که به شبکیه وارد می‌کند آن را سر جای خود، چسبیده به دیوار خارجی چشم نگه می‌دارد. با افزایش سن، زجاجیه قوام خود را از دست می‌‎دهد و شل و آبکی می‌شود. در نتیجه، هم میزان حرکت آن زیاد و هم اتصال آن به شبکیه سست می‌شود. در این حالت معمولاً بخش‌های عقبی زجاجیه از شبکیه جدا می‌شود. جداشدگی زجاجیه‌ی خلفی فقط باعث ایجاد حالت مگس‌پران یا یک سایه‌ی متحرک در میدان بینایی است، اما گاهی هنگام جدایی زجاجیه از شبکیه، بخشی از شبکیه هم کشیده شده و پارگی یا سوراخ در آن ایجاد می‌شود. به این حالت، پارگی شبکیه می‌گویند.

 از مهم‌ترین علام پارگی شبکیه احساس جرقه در چشم، دیدن اجسام شناور یا مگس‌پران، موج دار دیدن اشیاء، دیدن سایه یا چیزی شبیه پرده جلوی چشم، تاری دید و کاهش دید ناگهانی است. در صورت مشاهده‌ی این علائم باید موضوع را جدی گرفت و در کمترین زمان ممکن به پزشک مراجعه کرد.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

پارگی شبکیه | مراقبت‌های بعد از عمل پارگی شبکیه


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پیشگیری از آب مروارید |علت آب مروارید چشم
ساعت 21:15 | بازدید : 612 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

پیشگیری از آب مروارید

آب مروارید  و پیشگیری، درمان

آب مروارید یکی از ضایعات تدریجی و پیش رونده است که به صورت ابری بر روی جلوی چشمان  و مانع از دید طبیعی اطلاق می شود. بعضی از افراد این مشکل را مثل دیدن از پشت پنجره ای یخ زده یا مه گرفته توصیف می کنند. ابتلای به این بیماری چشمی می تواند مطالعه، رانندگی ( به خصوص در شب) و یا دید چهره افراد در هنگام صحبت کردن را سخت تر کند.  غالبا آب مروارید بیماری است که با بالا رفتن سن به خصوص در سنین سالمندی در افراد بروز پیدا می کند.

بیشتر موارد این بیماری به تدریج در فرد توسعه پیدا کرده و در ابتدای امر علائم چندانی ندارد ولی با پیشرفت بیماری کم کم، بر روی بینایی فرد مبتلا تاثیر منفی خواهد داشت.

پیشگیری از ابتلای به آب مروارید

 با روش های زیر می توانید تا حدودی از ابتلای به این بیماری جلوگیری کنید:

1)    تغذیه درست و خوردن غذاهای غنی از ویتامین C مانند مرکبات، گوجه، بروکلی، کیوی، توت فرنگی، سیب زمینی، گرمک، کلم بروکسل و همچنین مواد غذایی سرشار از ویتامین 

2)    انجام آزمایش و بررسی های منظم چشم

3)    درمان دیگر مشکلات بهداشتی که می توانند زمینه ساز ابتلا به اّب مروارید باشند

4)    مصرف نکردن سیگار

5)    کاهش مصرف الکل

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

پیشگیری از آب مروارید |علت آب مروارید چشم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
درمان قطعی مگس پران چشم |عوارض مگس پران چشم
ساعت 21:15 | بازدید : 1056 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

مگس پران چشم

مگس پران چشم

مگس پران چشم حالتی است که افراد در میدان دید خود کدورت‌هایی را ببینند که به اشکال مختلف مانند خط، نقطه و یا شی در جلوی چشم حرکت می‌کند .معمولا با حركت دادن چشم، مگس ‌پران هم حركت می ‌كند، اما چون جهت حركت آن در خلاف جهت حركت چشم می ‌باشد، نمی‌توان آن را با چشم تعقیب كرد.

مگس پران چشم  به غیر از افراد مسن، مبتلایان به بیماری های متابولیك مانند دیابت و فشار خون و افرادی را كه چشمشان دچار آسیب شده است یا نزدیك بین هستند نیز درگیر می كند.

علت مگس پران چشم

  • تغییرات مرتبط با بالا رفتن سن
  • بیماری چشمی
  • خونریزی در چشم
  • التهاب در پشت چشم
  • وارد شدن صدمه به   چشم
  • بیماری چشمی ناشی از دیابت
  • رسوبات کریستال مانند که در زجاجیه شکل می گیرند
  • تومورهای چشمی
  • جراحی چشم و یا استفاده از داروهای چشمی

 عوارض مگس پران چشم        

معمولا این عارضه برای فرد مبتلا خسته کننده یا آزاردهنده است ولی معمولا تاثیر خاصی بر روی بیماری ندارد ولی در صورت افزایش ناگهانی تعداد مگس پران چشم، از بین رفتن دید جانبی، تلالو نور،  تغییراتی که به سرعت رخ می دهد و در طول زمان بدتر می شود، ایجاد این وضعیت پس از جراحی چشم یا استفاده از داروهای چشمی و درد چشمی به یک چشم پزشک مراجعه نمایید.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

درمان قطعی مگس پران چشم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مراقبت بعد از عمل آب مروارید
ساعت 21:15 | بازدید : 533 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

عمل آب مروارید

آب مروارید

وقتی  سن افزایش پیدا می کندبه تدریج تغییرات شیمیایی در پروتِین های عدسی چشم ایجاد می شود که موجب کدر شدن عدسی چشم و آب مروارید می شود . آب مروارید علت شایع کم شدن دید د ر افراد مسن  می باشد.  آب مروارید به هر شکل و یا به هر علتی رخ دهد در اکثر موارد درمان جراحی است و عدسی کدرشده خارج و با یک عدد لنز مصنوعی جایگزین می‌گردد.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

مراقبت بعد از عمل آب مروارید


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
رتینوپاتی نوزادان زودرس | معاینه شبکیه چشم نوزادان نارس
ساعت 21:15 | بازدید : 513 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

رتینوپاتی نوزادان زودرس

رتینوپاتی نوزادان زودرس

رتینوپاتی نوزادان زودرس، یک بیماری چشم است که در برخی از نوزادان نارس که قبل از هفته‌ی ۳۱ (طول مدت یک بارداری کامل ۳۸ تا ۴۲ هفته است) به دنیا می‌آیند، بروز پیدا می‌کند. درمان رتینوپاتی نوزادان نارس به‌راحتی با معاینه‌ی شبکیه چشم نوزادان نارس امکان‌پذیر است. در ادامه با بررسی بیماری رتینوپاتی نوزادان نارس و روش‌های درمان آن و همچنین چگونگی معاینه شبکیه چشم نوزادان نارس با ما همراه باشید.

چگونگی بروز بيماری رتینوپاتی نوزادان نارس

ساختارهای درونی چشم ، در دوره‌ای از رشد و نمو رگ‌های جدیدی ایجاد می‌کنند که با ورود به مرحله‌ای دیگر از رشد و نمو، این رگ‌های خونی رشدشان متوقف‌شده و پسرفت می‌کنند. در سه‌ماهه دوم بارداری این رگ‌ها شروع به رشد کرده و در سه‌ماهه سوم رشدشان متوقف‌شده و پسرفتشان کامل می‌شود؛ این فرایند در سمت پشتی-گیجگاهی شبکیه دیرتر کامل می‌شود و رتينوپاتی نوزادان زودرس به دليل اختلال رشد و نمو عروقی شبكيه بروز پیدا می‌کند. 

تولد زودرس، باعث قرار گرفتن نوزاد نارس در محیط خارج رحم می‌شود که مسلماً ازنظر غلظت اکسیژن و مراحل تکاملی تفاوت‌های اساسی با محیط داخل رحمی خواهد داشت و چون در نوزادان نارس سیستم تنفسی به دلیل عدم بلوغ کافی، کامل تشکیل نشده، این نوزادان نیازمند دریافت اکسیژن هستند. با دریافت اکسیژن درجه اشباع اکسیژن در خون این نوزادان بالا رفته و فرآیند رگ سازی مطرح‌شده را مهار می‌کند.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

رتینوپاتی نوزادان زودرس


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جداشدگی شبکیه چشم
ساعت 21:15 | بازدید : 546 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

جداشدگی شبکیه چشم

جداشدگی شبکیه (Retinal Detachment) یک بیماری چشم است که شبکیه را درگیر می‌کند. برای فهم بهتر بیماری جداشدگی شبکیه و علائم جداشدگی شبکیه چشم و همچنین روش‌های درمان جداشدگی شبکیه ابتدا بهتر است با ساختار چشم و به‌خصوص ساختار پرده شبکیه و کارکرد آن آشنا شویم.

ساختار چشم

ساختار و عملکرد شبکیه چشم

چشم انسان ازنظر عملکرد شباهت‌های زیادی به دوربین عکاسی دارد. نور به‌وسیله عدسی که در جلوی چشم قرارگرفته بر روی پرده شبکیه متمرکز می‌شود. داخلی‌ترین لایه کره چشم انسان پرده شبکیه است که وظیفه اصلی آن درک و احساس نور به‌وسیله سلول‌های حساس به نور است که در پرده شبکیه قرار دارند. با تابش نور به چشم، نور بر روی شبکیه چشم متمرکزشده و سلول‌های حساس به نور، آن را به پیام‌های عصبی تبدیل می‌کنند که از طریق راه‌های عصبی به مغز رسیده و ما می‌توانیم محیط و اجسام را ببینیم.

جداشدگی شبکیه چگونه اتفاق می‌افتد؟

منظور از جداشدگی شبکیه ، جابه‌جا شدن پرده شبکیه از محل طبیعی و نرمال خود است که اگر این بیماری به‌موقع درمان نشود باعث از دست رفتن بینایی فرد می‌شود. البته در برخی افراد ممکن است پیش از جداشدگی شبکیه گسستگی‌هایی در سطح شبکیه ایجاد شود که سوراخ شبکیه نامیده می‌شود و درنهایت می‌تواند منجر به پارگی شبکیه شود.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

جداشدگی شبکیه چشم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دژنراسيون ماكولا ، علت و علائم و درمان
ساعت 21:15 | بازدید : 533 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

دژنراسيون ماكولا

دژنراسیون ماکولا

ماکولا قسمت حساس به نور شبکيه و مسئول ديد مستقيم و واضح است که براي کارهاي دقيق مثل خواندن و رانندگي لازم است. در بیماری دژنراسیون ماکولا ، پرده شبکیه در این نقطه حساس، نازک می شود و رنگ آن تغییر می کند و ديد مرکزي و دقيق فرد را از بين مي‌برد. در این بیماری ماکولا یا لکه زرد تخریب می‌شود. همچنین این بیماری شایعترین علت کوری در افراد مسن است و بیشتر در افراد بالای 65 سال شایع است و زنان بیشتر به این بیماری مبتلا می شوند.

دژنراسیون دو نوع است :

نوع خشک : دژنراسیون ماکولای نوع خشک با رسوب زردرنگی به نام دروزن (drusen) در لکه زرد چشم شروع می‌شود. چند دروزن کوچک ممکن است تغییری در بینایی ایجاد نکند اما با افزایش اندازه این لکه‌ها و تعداد آن‌ها کم بینایی اتفاق می‌افتد و فرد بیشتر هنگام مطالعه متوجه آن می‌شود. در مراحل پیشرفته‌تر بیماری دژنراسیون ماکولای خشک نازک شدگی لایه سلول‌های حساس به نور در لکه زرد چشم منجر به تحلیل رفتن یا مرگ بافت می‌شود. در شکل تحلیل رفتن دژنراسیون ماکولای خشک، بیماران ممکن است در مرکز بینایی خود لکه‌های تیره مشاهده کنند. در مراحل پیشرفته بیماران بینایی مرکزی خود را از دست می‌دهند.

نوع مرطوب : دژنراسیون ماکولای مرطوب یک بیماری مزمن چشمی است که باعث تاری دید و یا بروز یک نقطه کور در میدان دید می شود. به طور کل این بیماری به وسیله رگ های خونی غیرطبیعی بروز می کند که از طریق این رگ ها مایع یا خون به ماکولا نشت می کند. هیچ کس علت دقیق دژنراسیون ماکولای مرطوب را نمی داند، اما در افرادی بروز می کند که دچار دژنراسیون ماکولای خشک شده باشند. از بین تمام افراد مبتلا به دژنراسیون ماکولا مربوط به افزایش سن، حدود 10 درصد آنها به نوع مرطوب آن مبتلا هستند

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

دژنراسيون ماكولا ، علت و علائم و درمان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آب سیاه ، علل و علائم و درمان
ساعت 21:15 | بازدید : 542 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

آب سیاه

آب سیاه

آب سیاه یا گلوکوم یک بیماری است که عصب بینایی چشم را صدمه می زند. معمولا هنگامی رخ می دهد که مایع اضافی در قسمت جلویی چشم شما ایجاد شود. این مایع اضافی فشار چشم شما را افزایش می دهد.آب سیاه در صورت عدم درمان ابتدا سبب اختلال دید و سپس به آرامی و بدون علائمی ممکن است باعث از دست دادن بینایی شود.

اگر بیش از 40 سال سن دارید و سابقه خانوادگی این بیماری را داشته باشید، هر 1 تا 2 سال توسط چشم پزشک معاینه شوید. اگر مشکلاتی نظیر دیابت دارید یا در معرض خطر بیماری های چشم دیگر هستید، ممکن است لازم باشد بیشتر مورد معاینه قرار گیرید.

انواع آب سیاه و علت آن

گلوکوم مادرزادی در نوزادان و شیرخواران با علائم اشک ریزش ‌‌، بستن چشم ها در تماس با نور یا ترس از نور و جمع کردن پلک ها مشخص می شود. گاهی قرنیه چشم بزرگ و کدر می شود. هرگاه به دلیل بیماری هایی چون آب مروراید پیشرفته، التهاب داخل چشم و سندرم ICE مردمک مسدود شود مایع زلالیه پشت آن جمع می شود در نتیجه عنبیه به جلو رانده شده و زاویه چشم را می بندد و موجب آب سیاه زاویه بسته می شود .

آب سیاه زاویه باز بیماری آرام و بدون علائم ظاهری است و تا مراحل بسیار پیشرفته که میدان بینائی را دچار اختلال شدید می کند فرد مبتلا متوجه ابتلا به این بیماری نمی شود. شایع ترین نوع گلوکوم است.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

آب سیاه ، علل و علائم و درمان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
رتینوپاتی دیابتی چیست؟
ساعت 21:15 | بازدید : 582 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

رتینوپاتی دیابتی

رتینوپاتی دیابتی

در اثر عواملي همچون افزايش شيوع چاقي ناشي ازشكل نادرست زندگي شهر نشيني و افزايش سن جوامع بشري ، شيوع بيماري ديابت در جهان به سرعت رو به افزايش است. قند خون بالا مي تواند سبب پيدايش تغييراتي در رگهاي كوچك بدن شود و از اين طريق ديابت روي بينايي اثر مي گذارد.رتینوپاتی دیابتی یکی از عوارض بیماری دیابت است که روی چشم ها تأثیر می گذارد. رتینوپاتی را می توان از جمله خطرناک ترین عوارض ابتلا به دیابت دانست .

 آسیب رگ های خونی در قسمت حساس به نور عقب چشم یعنی شبکیه چشم، باعث بروز رتینوپاتی دیابتی می شود. این بیماری در ابتدا علامتی ندارد و یا فقط مشکلات چشمی خفیفی ایجاد می کند، ولی سرانجام باعث کوری فرد می شود.

علامت هاي رتينوپاتي ديابتي چيست؟

 رتينوپاتي غيرپروليفراتيو مرحله اي است كه گاهي علائم خفيفي دارد و حتي ممكن است بدون علامت باشد ولي اگر نقطه حساس ديد (ماكولا) درگير شود، كاهش بينايي پديد خواهدآمد. زماني كه خونريزي اتفاق بیافتد، ممكن است دچار اختلال در ديد يا حتي از بين رفتن ديد شود.  رتينوپاتي پروليفراتيو بدون درد است اما يك نوع شديد و جدي از بيماري است كه بايد به سرعت درمان گردد. حاملگي و فشار خون بالا ممكن است سبب تشديد رتينوپاتي شوند.

معمولاً در مرحله رتینوپاتی زمینه ای علامتی وجود ندارد. اگرچه ممکن است در صورت ایجاد تورم مرکز دید تاری دید بصورت تدریجی ایجاد شود. شما ممکن است هرگز به تغییر میزان دید خود پی نبرید. معاینه چشم پزشکی تنها راهیست که به کمک آن می­توان تغییرات داخل چشم شما را پیدا کرد.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

رتینوپاتی دیابتی چیست؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
قوز قرنیه ، تشخیص و درمان آن
ساعت 21:15 | بازدید : 536 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

قوز قرنیه

قوز قرنیه

قوز قرنیه یا کراتوکونوس بیماری پیشرونده چشم است که معمولا قرنیه هر دو چشم را گرفتار می کند و در آن قرنیه به مرور نازک می شود و شکل آن تغییر می کند ،برامده و مخروطی می شود .در صورتی که قرنیه در حالت طبیعی به صورت گرد یا کروی است. مخروطی بودن قرنیه بر روی انکسار نور هنگام ورود به چشم تاثیر گذاشته و سبب کاهش وضوح بینایی می شود و کار های روزانه مانند مطالعه یا رانندگی را مختل می کند. نازک شدگی قرنیه منجر به ایجاد نزدیک‌بینی، آستیگماتیسم نامنظم و در نتیجه کاهش دید به درجات متفاوت می گردد.

چه چیزی باعث قوز قرنیه می شود؟

معمولا دلایل قوز قرنیه شناخته نیستند اما مشکلات چشمی مانند رتینیت پیگمانته، کراتوکونژنکتیویت و رتینوپاتی نوزادان نارس نیز می تواند یک علت برای ایجاد قوز باشد. هر چند این بیماری ارثی نیست اما مالیدن محکم چشم گر چه علت قوز قرنیه نیست ولی در روند ایجاد آن بی‌تاثیر نیست، به همین دلیل به بیماران مبتلا به قوز قرنیه توصیه می‌شود که از مالیدن چشم‌های خود بپرهیزند.

درمان قوز قرنیه

تشخیص و درمان قوز قرنیه

گاهی اوقات این بیماری به صورت نهفته است و فقط می توان با معاینه های چشم پزشکی تشخیص داد و فرد علائمی نخواهد داشت. این بیماران معمولا افرادی هستند که برای انجام جراحی رفرکتیو (لیزیک ، لازک) مراجعه نموده اند و تحت معاینات کامل قرار میگیرند و با انجام آزمایشات توپوگرافی قرنیه تشخیص قوز قرنیه یا کراتوکونوس مطرح می شود.

جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه کنید :

قوز قرنیه ، تشخیص و درمان آن


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
درباره خواص زالزالک چه می دانید
ساعت 21:10 | بازدید : 580 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

زالزالک میوه پاییزی

زالزالک میوه خوشمزه ای است که جزء میوه های پاییزی به شمار می رود. این میوه لذیذ خواص فراوانی دارد که در ادامه به آن ها می پردازیم.

زالزالک سرشار از ویتامین است

زالزالک سرشار از ویتامین سی و ویتامین های گروه ب می باشد. این گیاه از دیرباز در اروپا جزء گیاهان دارویی به کار می رود. برگ، گل و میوه زالزالک مصرف دارویی دارند. مواد شیمیایی مفید در این میوه عبارتند از: آنتوسیانیدین، پروآنتوسیانیدین، فلاوونوئید و ...که همه  آنتی اکسیدان های بسیار قوی به حساب می آیند. این مواد شیمیایی باعث می شوند عوامل مخرب بر اثر آلودگی هوا، دود سیگار و مواد شیمیایی مضر در غذاها به رگهای ما آسیب نزنند. به علاوه این آنتی اکسیدان ها سطح گرفتگی عروق بدن ما را کاهش می دهد و باعث تسهیل رسیدن غذا به سلول های بدنمان می شوند.جالب است بدانید که زالزالک خاصیت کمک به قلب برای پمپاژ خون را نیز دارد بنابراین تا حد زیادی می تواند از سکته قلبی جلوگیری کند.

فواید درمانی زالزالک

در ادامه به برخی دیگر از خواص این میوه اشاره می کنیم.

متعادل کردن فشار خون بدن

به این صورت که هم باعث کم شدن فشار خون می شود و هم از افت فشار جلوگیری می کند.

کاهش کلسترول

مطالعات نشان می دهد که این میوه کلسترول بد را در خون کاهش می دهد. افرادی که کلسترول بالا دارند و میزان دریافت چربی آنها  بالا است می توانند سرکه زالزالک بخورند؛ البته قبلش می بایست با پزشک خود مشورت نمایند.

کاهش استرس و بی خوابی

شما می توانید از دم کرده این گیاه برای مشکلات عصبی استفاده کنید. زیرا باعث کاهش فشار خون شده و استرس را از شما دور میکند . شما می توانید قبل از خواب برای تجربه خواب بهتر و راحتر آن را امتحان نمایید.

حفظ تناسب اندام

این میوه به سوزاندن چربی  های اضافی بدنمان کمک می کند و باعث از بین بردن کالری های اضافه می شود. پس جزء میوه هایی است که برای لاغری مفید است.

از دیگر خواص آن:

  • کاهش قند خون
  • کاهنده علائم و مشکلات یائسگی نظیر گرگرفتگی
  • بهبود سوء هاضمه
  • اثرات ضد التهابی
  • پیشگیری از بیماری های کبد

منع خوردن زیاد زالزالک

  1. درست است این میوه و گیاه پرخاصیتی است اما اگر در خوردن آن زیاده روی کنید ممکن است باعث تپش قلب، تهوع، سردرد، خستگی و غیره.
  2. خانم های باردار و شیرده نباید از عصاره یا دمنوش این گیاه مصرف کنند.
  3. قبل از مصرف دمنوش و عصاره این گیاه با پزشک خود مشورت کنید که تداخل دارویی نداشته باشد.

 منبع : درباره خواص زالزالک چه می دانید


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
معرف خدمات شرکت هوا مایع زاگرس
ساعت 21:10 | بازدید : 603 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )


شرکت هوا مایع زاگرس تأمین کننده انواع کپسول های گازهای آزمایشگاهی ، گازهای خالص و گازهای کالیبراسیون ، ترکیب مخلوط گازی ، هلیوم مایع و  همچنین تجهیزات مربوط به آن ها می باشد.شرکت هوا مایع زاگرس ارائه دهنده محصولاتی از قبیل مواد ذیل می باشد.

1.        گاز کالیبراسیون:

گازهای کالیبراسیون گاز هایی هستند که برای کالیبره کردن دستگاه و تجهیزات از آن استفاده می شود. کالیبراسیون به معنی دقت اندازه گیری دستگاه است. بعضی از دستگاه ها وظیفه دارند مواد سمی و یا قابل احتراق را در محیط اندازه گیری کنند و اگر این دستگاه ها کالیبره نباشند و نتوانند غلظت عناصر در محیط را به درستی اندازه گیری کنند، می توانند خطرات زیادی من جمله مرگ و میر را در پی داشته باشند.گاز کالیبراسیون یکی از زیر گروه های گاز میباشد. گاز های کالیبراسیون عموماً مخلوطی از گاز های مختلف هستند که یا به صورت آماده عرضه می شوند.

انواع گازهای گاز آزمایشگاهی و خالص:

ﺗﺄﻣﯿﻦ ﺑﯿﺶ از 50 ﻧﻮع ﮔﺎز ﺧﺎﻟﺺ ﺑﺎ ﺧﻠﻮص ﺑﺎﻻ ﺑﺼﻮرت ﻣﺎﯾﻊ ﯾﺎ ﮔﺎز ﻓﺸﺮده در ﺳﯿﻠﻨﺪر ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺰﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ از ﺑﺮﻧﺪﻫﺎی ﻣﻌﺘﺒﺮ اروﭘﺎﯾﯽ ﮔﺎزﻫﺎی ﺧﺎﻟﺺ ﺑﺨﺶ وﺳﯿﻌﯽ از ﺻﻨﺎﯾﻊ و ﮐﺎرﺑﺮدﻫﺎ را ﭘﻮﺷﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺻﻨﻌﺖ ﻧﻔﺖ، ﮔﺎز، ﭘﺎﻻﯾﺶ، ﭘﺘﺮوﺷﯿﻤﯽ، داروﺳﺎزی، ﻏﺬاﯾﯽ، ﭘﺰﺷﮑﯽ، ﺣﻔﺎری، ﺳﯿﻤﺎن، ﻓﻮﻻد و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ در آزﻣﺎﯾﺸﮕﺎه ﻫﺎی ﮐﺮوﻣﺎﺗﻮﮔﺮاﻓﯽ ﮔﺎزی، ﮐﻮاﻧﺘﻮﻣﺘﺮی، ﻧﯿﻤﻪ ﻫﺎدی ، ﺟﺬب اﺗﻤﯽ، آﻻﯾﻨﺪﮔﯽ و ﮐﺎرﺑﺮد ﻓﺮاواﻧﯽ دارﻧﺪ.

2.        گازهای مخلوط:

درست کردن مخلوط گازی یا گاز میکس کردن یک علم است. در این علم همواره چالش های جدیدی وجود دارند. داشتن تجهیزات مناسب بسیاری از مشکلات را حل می کند. نقش هر جزء در سامانه مخلوط گازی باید مشخص باشد تا روند تولید بهبود پیدا کند.

3.        هلیوم مایع:

هلیوم مایع در فشار استاندارد، در دمای کمتر از 270- درجه سانتیگراد یا 4 کلوین امکان ظهور پیدا می کند و در دما های بالاتر، عنصر هلیوم مایع به شکل گازی موجود است. البته تغییر فشار می تواند این دما را تغییر دهد. یعنی در فشار های بالاتر می توان با وجود دمای بالا هلیوم را به صورت مایع مشاهده کرد.

شرکت هوا مایع زاگرس وارد کننده انواع کپسول های گاز خلوص بالا می باشد، که یکی از این کپسول های گاز خلوص بالا گاز نیتروژن است. ما توانسته ایم با کیفیت و قیمت مناسب کپسول های گاز خلوص بالا نیتروژن را تهیه و به فروش برسانیم. لازم به ذکر است که شرکت هوا مایع زاگرس تجهیزات جانبی کپسول های گاز نیتروژن از جمله رگولاتر گاز نیتروژن را با قیمت مناسب  به فروش می رساند. برای خرید کپسول های گاز نیتروژن و تجهیزات آن می توانید از طریق فرم خرید یا تماس با کارشناس فروش اقدام نمایید.

منبع: معرف خدمات شرکت هوا مایع زاگرس

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سالاد خوشمزه مدیترانه ایی
ساعت 21:10 | بازدید : 547 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )


 

مواد لازم طرز سالاد خوشمزه مدیترانه ایی :

یک عدد سینه مرغ
1 قاشق غذا خوری روغن زیتون
1 قاشق غذا خوری آب لیمو
2 حبه سیر، خرد شده
1 قاشق غذا خوری شوید تازه
نمک و فلفل به عنوان چاشنی
1 عدد کاهو خورد شده
1/2 فنجان خیار خورد شده
1/2 فنجان زیتون خورد شده بدون هسته
1/2 فنجان پیاز قرمز، نازک
1/2 فنجان گیلاس یا گوجه فرنگی انگوریخورد شده
½ فنجان پنیر فتا

 

سس سالاد طرز سالاد خوشمزه مدیترانه ایی :

1/3 فنجان ماست یونانی
2 قاشق غذا خوری روغن زیتون
1 قاشق غذا خوری سرکه
آب لیمو 1 قاشق غذا خوری
آب 1 قاشق غذا خوری
1 عدد سیر رنده شده
1 قاشق غذا خوری شوید تازه
نمک و فلفل به عنوان چاشنی

 

نحوه آماده کردن :

1. فر را تا دمای ° 200 درجه سانتی گراد گرم کرده. سینه مرغ در فویل قرارداده و روی آن روغن زیتون، آب لیمو، سیر، شوید، نمک و فلفل را بزنید.
2. برای 35-40 دقیقه بگذارید بپزد تا دمای آن به 75 درجه سانتی گراد برسد و مرغ بدون آب شود.
3. به سلیقه خود آنرا برش نازک یا مکعبی بزنید.
4. همه مواد سس را در یک ظرف ریخته و هم بزنید.
5. و اکنون مرحله درست کردن سالاد ابتدا از کاهو شروع کنید سپس مرغ، خیار، زیتون، پیاز قرمز، گوجه فرنگی، پنیرفتا، و در آخر سس را اضافه کنید.
6.حالا سالاد آماده است و از آن لذت ببرید.

منبع: سالاد خوشمزه مدیترانه ایی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ویژگی های کپسول گاز هلیوم چیست؟
ساعت 21:10 | بازدید : 586 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )
 گاز هلیوم غیر قابل اشتعال

 

یکی از ویژگی های مهم گاز هلیوم این است که گاز هلیوم غیر قابل اشتعال است. هلیوم گاز نجیب و بی اثری است که به هیچ عنوان با عناصر دیگر وارد واکنش نمی شود. همان طور که می دانید، برای اشتعال و آتش گرفتن نیاز است که عناصر با اکسیژن ترکیب شوند. امنیت هلیوم به حدی است که برای خنک کردن داغ ترین و حساس ترین ابزار مانند موتور موشک، دستگاه های ام آر آی و شتاب دهنده های ذره ای از آن استفاده می شود.

چرا برخی از افراد به اشتباه تصور میکنند که هلیوم اشتعال پذیر است ؟

از گاز هلیوم برای پر کردن بادکنک های شناور برای تزیین مجالس و مهمانی ها استفاده می شود. این ویژگی گاز هلیوم در شناور کردن بادکنک ها به دلیل داشتن وزنی سبکتر از هوا است. یکی دیگر از عناصر گازی جدول مندلیف یعنی هیدروژن نیز این ویژگی را دارد با این تفاوت که برخلاف هلیوم کاملاً اشتعال پذیر است و می تواند در معرض جرقه ای شعله ور شودو مهمانی را به فاجعه بدل کند.

از طرفی به دلیل ارزان تر بودن و استحصال راحت تر در موارد زیادی به جای گاز هلیوم از هیدروژن استفاده می شود که البته دارای استاندارد ایمنی نبوده و بسیار خطرناک است.

اشتعال پذیری نیتروژن

گاز دیگری که در کنار گاز هلیوم برای مصارف مشابه استفاده می شود نیتروژن است. یکی از کاربرد های گاز هلیوم خنک سازی ابزار ها است و در مواردی گاز نیتروژن مایع نیز برای این کار استفاده می شود. گاز نیتروژن نیز مانند هلیوم اشتعال پذیر نیست. اما در مجاورت آتش می تواند اکسید های خطرناکی را تولید کند. در صورتی که گاز هلیوم اکسید خطرناکی تولید نمی کند و چون گازی بی اثر است نه تنها با اکسیژن با هیچ عنصر دیگری نیز واکنش نداده و کاملاً گازی بی خطر و ایمن است.

منبع: ویژگی های کپسول گاز هلیوم چیست؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مواد تشکیل دهنده بلوک سیمانی انواع آن
ساعت 21:10 | بازدید : 697 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )
بلوک سیمانی

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
فواید تخمه مرغ برای بدن شما
ساعت 21:10 | بازدید : 743 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

تامین انرژی بدن با خوردن تخمه مرغ

مصرف تخم مرغ یکی ساده ترین و ارزانترین راه های تأمین پروتئین در بدن است. علاوه بر اینکه نیاز روزانه بدن شما به پروتئین تأمین می شود، وجود اسید های آمینه، آنتی اکسیدان ها و آهن در تخم مرغ ضامن سلامتی شما خواهند بود. زرده ی تخمه مرغ حاوی ماده ای به نام کولین است که با چربی های مضر در بدن مبارزه می کند. پس بهتر است از خوردن زرده صرف نظر نکنید و تمام تخم مرغ را میل کنید.

بدن به 20 نوع آمینو اسید ضروری نیاز دارد و 11 آمینو اسید ضروری در بدن ساخته می شود. درتخمه مرغ بقیه انواع آمینو اسید وجود دارند که کمبود آن ها می تواند منجر به خستگی، ضعف سیستم ایمنی بدن، کم حجم شدن عضلات و تغییر بافت پوست و مو شود.

[caption id="attachment_35757" align="alignnone" width="800"]تامین انرژی بدن با خوردن تخمه مرغ تامین انرژی بدن با خوردن تخمه مرغ[/caption]

مقاوم سازی سیستم ایمنی بدن

اگر نمیخواهید در برابر باکتری ها، ویروس ها و عفونت ها ضعیف باشد، مصرف تخمه مرغ را یکی از ضروریات رژیم غذایی خود قرار دهید. سلنیوم عنصری کمیاب و مهمی برای تقویت سیستم ایمنی بدن است. یک عدد تخمه مرغ بزرگ حدود 22% از نیاز بدن شما به این عنصر را تأمین می کند. سلنیوم همچنین برای تنظیم هورمون غده ی تیروئید نیز لازم است. اگر کودکان و همچنین بزرگسالان به میزان کافی سلنیوم دریافت نکنند دچار بیماری هایی می شوند که بر قلب، استخوان ها و مفاصل اثر می گذارد.

تغییر کلسترول خون

سه نظریه در مورد کلسترول وجود دارد که عملاً همه آن را می دانند. اول اینکه کلسترول بالا مضر است. دوم اینکه کلسترول دو نوع خوب و بد دارد و سوم تخمه مرغ حاوی مقدار زیادی کلسترول است. یک عدد تخمه مرغ بزرگ حاوی 212 میلی گرم کلسترول است. اما تحقیقات نشان داده اند که مصرف آن سطح کلسترول خوب را در خون بالا می برد .

کاهش خطر بیماری های قلبی

کلسترول بد خون (LDL) بر دیواره ی رگ های خونی می نشیند و باعث تصلب شرایین می شود. در مقابل کلسترول خوب (HDL) سبب حذف چربی ها از دیواره رگ های خونی می شود. به همین دلیل بالا بودن کلسترول بد خطر بیماری های قلبی را بیشتر می کند. تحقیقات نشان داده اند که تخم مرغ رسوب کلسترول در دیواره ی رگ ها ایجاد نمی کند پس برای سلامت قلب مفید است.

بازیابی انرژی از دست رفته

یک عدد تخم مرغ 15% از نیاز روزانه ی بدن شما به ویتامین ب 12 یا ریبوفلاوین را تأمین می کند. ویتامین های گروه ب کمک می کنند که خوراکی هایی که شما مصرف می کنید در بدنتان به انرژی تبدیل شود. به همین دلیل انرژی بیشتری برای فعالیت های روزانه و ورزش خواهید داشت.

[caption id="attachment_35756" align="alignnone" width="800"]بازیابی انرژی از دست رفته بازیابی انرژی از دست رفته[/caption]

پوست و موی بهتر

ویتامین های گروه ب برای داشتن پوست، مو، چشم و کبد سالم ضروری هستند. تخمه مرغها حاوی مقدار زیادی از ویتامین های ب 2، ب 5 و ب 12 هستند. این ویتامین ها همچنین عملکرد سیستم عصبی را به خوبی تنظیم می کنند.

محافظت از مغز

تخمه مرغ در واقع غذای مغز است. زیرا ماده ی مغذی مورد نیاز مغز به نام کولین در آن وجود دارد. این ماده ی مغذی یکی از اجزاء غشاء سلولی است و برای سنتز انتقال دهنده های عصبی لازم است. تحقیقات نشان داده اند که نبود کولین سبب نقص عملکرد شناختی مغز خواهد شد. به همین دلیل خوردن تخم مرغ برای مغز بسیار مفید است و توصیه می شود.

کاهش استرس و اضطراب

کمبود آمینو اسید های ضروری که با مصرف تخم مرغ برای بدن تأمین می شوند، اثرات روانی نیز برای انسان دارد. مصرف آن باعث  تعدیل سروتونین و تقویت سیستم عصبی می شود و خاصیت آرام بخشی روانی دارد.

محافظت از چشم ها

دو نوع آنتی اکسیدان قوی به نام های لوتئین و زیگزانتین با اثرات حفاظتی بسیار قدرتمند برای چشم ها در تخمه مرغ وجود دارند. البته فقط در زرده! این آنتی اکسیدان ها به طور قابل توجهی از ابتلا به آب مروارید و اختلالت بینایی در سالمندان پیشگیری می کند. تحقیقات نشان داده اند که مصرف زرده به مدت 4 هفته  بین 50 تا 100% میزان این آنتی اکسیدان ها را در خون افراد افزایش داده است.

تقویت استخوان ها و دندان ها

تخمه مرغ یکی از معدود منابع ویتامین د است که برای سلامت استخوان ها و دندان ها بسیار اهمیت دارد. سبب جذب کلسیم می شود. برای سلامت قلب، روده ها و سوخت و ساز  بدن نیز موثر است.

احساس سیری به شما می دهد

تخمه مرغ منبع خوبی از پروتئین حیوانی است. به خوبی می تواند شما را سیر کند تا خوراکی های اضافه نخورید و اضافه وزن بی دلیل پیدا نکنید.

چربی بدن را کاهش می دهد

تحقیقات نشان داده اند که مصرف تخم مرغ با کمی نان در وعده صبحانه سبب کاهش وزن میشود تا نسبت به افرادی که صبحانه ی دیگری می خوردند. همچنین توده چربی بدنی و اندازه دور شکم این افراد نیز کمتر شد.

منبع: http://www.eatthis.com/what-happens-to-your-body-when-you-eat-eggs

منبع 2: فواید تخمه مرغ برای بدن شما


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دستور تهیه کرم خانگی مناسب پوست
ساعت 21:10 | بازدید : 741 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

تهیه کرم خانگی پوست با شکر

شاید فکر کنید چگونه امکان دارد که شکر باعث نرمی و لطافت پوست شود ، این ماده مثل یک لایه بردار طبیعی پوست شما عمل میکند.

تقریبا هر 30 روز سلول های پوستی خراب می شود و جای خود را به سلول های جدیدتر می دهد ، و گاهی این پروسه جایگزینی گاهی طول میکشد . بسیاری از متخصصان زیبایی توصیه می کنند برای سرعت بخشیدن به پاکسازی سلول های مرده ی پوست، بهتر است از کرم های لایه بردار استفاده کنید . اسید هیدروژنی آلفا یکی از متداول ترین مواد استفاده شده در این لایه بردارها و کرم ها می ‌باشد .

ساخت کرم دست ساز به اندازه کرم های شیمیایی و کارخانه ای موثر هستند همراه با رایحه طبیعی با مواد طبیعی .

مواد لازم :

نصف فنجان شکر

مقدار اندکی روغن (زیتون،  ذرت و بادام زمینی ) برای مرطوب کردن شکر

طرز تهیه کرم پوست با شکر :

این مواد را با یکدیگر ترکیب کرده و به خوبی با هم بزنید تا به حالت خمیری شکل در بیاید .

این کرم مناسب برای چه نوع پوستی است

این کرم برای پوست های خشک ، پوست های سوزناک و خارش های پوستی مانند اثرات  آبله مرغان مناسب استفاده می شود . اگر علاقه مند به خنک و ریلکس شدن پوست تان هستید ، می ‌توانید از روغن هایی مثل ؛ اسطوخودوس و بادام استفاده کنید .

اشخاصی که پوست های حساسی دارند نباید از روغن های بابونه و آلوورا  در ساخت کرم خانگی شان استفاده کنند، چنانچه پوستتان شکننده و چین و چروک دار هست، میتوانید از روغن هایی که خاصیت آنتی اکسیدان دارند (باعث جوانسازی پوست می شوند) به ترکیب کرمتان اضافه کنید مانند روغن های گیاهانی مثل ؛ رز ماری و گیاه مریم گلی

طریقه مصرف  کرم خانگی

تنها یک بار در هفته مصرف و ماساژ کرم دست ساز شکر باعث نرمی و طراوت پوست شما می شود.فراموش نکنید که نحوه ماساژ دادن این کرم باید به آرامی همراه با نوک انگشتان انجام شود و حرکتی دایره وار بر روی پوست داشته باشید .

معمولاً عوارض لایه بردار ها به صورت جوش و لکه هایی بر سطح خارجی پوست نمایان می گردند که آثارشان یک تا دو روز  بر پوست باقی می ماند ، اما پس از چند روز شفاف تر از همیشه ، پوست تان خودنمایی می کند

چگونه کرم خانگی فاسد می شود؟

توجه داشته باشید که اگر کرمتان به مدت طولانی ای بی استفاده باقی مانده و یا در معرض آب قرار گرفته ، باکتری‌ های گوناگونی را به خود جذب کرده و فاسد شده است ، نباید از آنها در این شرایط نامطلوب استفاده شود .

بهتر است این مواد بیش از سه ماه مصرف نشود، اگر میخواهید مدت نگهداری آن را به صورت طبیعی افزایش دهید ، با کمی روغن ویتامین E یا نمک دریا به آن، مواد نگهدارنده طبیعی می افزایید .

منبع : دستور تهیه کرم خانگی مناسب پوست


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خاصیت آرام بخشی بهار نارنج
ساعت 21:10 | بازدید : 736 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

آشنایی با گیاه پرخاصیت بهارنارنج

مطالعات و تحقیقات این موضوع را اثبات کرده است که این گیاه خاصیت آرامبخشی و خواب آوری دارد و به عنوان یک دیازپام طبیعی عمل می کند. اگر دچار اختلال کم خوابی هستید می توانید مقداری عرق بهار نارنج را بنوشید و یا اینکه چای آن را بخورید. در ادامه به برخی خواص این گیاه اشاره میکنیم

کاهش اضطراب با بهار نارنج

همچنین مطالعات نشان داده اند که این گیاه می تواند از میزان اضطراب تا حدی بکاهد و مانند قرص دیازپام به فرد آرامش دهد. در حقیقت بهارنارنج روی سیستم عصبی بدن فرد اثر می گذارد. و باعث می شود که استرس و اضطراب در فرد کاهش پیدا کند. همچنین به رفع سردرد های میگرنی و عصبی نیز کمک می کند.

از خواص دارویی بهارنارنج

  • ضد سرفه
  • اشتها آور
  • جلوگیری از خشکی پوست
  • از بین بردن نفخ و اسپاسم
  • درمان فشارهای عصبی
  • تقویت کننده معده و دستگاه گوارش
  • رفع تب
  • منظم کردن تپش قلب
  • کنترل تشنج و حمله قلبی

طرز تهیه چای بهار نارنج

مقداری از گل بهارنارنج را مانند چای دم کنید پس از پانزده دقیقه آن را صاف کنید و در فنجان بریزید. می توانید یک مقدار عسل و یا نبات به آن اضافه کنید تا خوش طعم تر شود. این چای گوارا می تواند به راحتی و کیفیت خواب شما کمک کند.

سخن آخر

همانطور که دیدید بهار نارنج خاصیت فراوانی دارد اما مثل هر چیز دیگر در مصرف آن زیاده روی نکنید. و اگر سابقه بیماری خاصی دارید قبل از مصرف بهتر است با پزشک خود مشورت کنید.

منبع : خاصیت آرام بخشی بهار نارنج


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
درباره معده درد بیشتر بدانیم
ساعت 21:10 | بازدید : 740 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

عوامل موثر در بروز درد معده

همانطور که می دانید درد معده در بین افراد بسیار متداول است و علت آن به عوامل مختلفی بستگی دارد که ما در این جا به بررسی برخی از آنها می پردازیم.

دلایل مختلف معده درد:

  • یبوست
  • درد قاعدگی
  • مسمومیت غذایی
  • نفخ معده
  • زخم معده
  • عفونت ادراری
  • آپاندیسیت
  • رفلاکس معده به مری
  • سنگ های صفراوی
  • حساسیت غذایی
  • عدم تحمل لاکتوز
  • سوء  هاضمه
  • فتق

درد در ناحیه معده می تواند دلایل دیگر نیز داشته باشد ما در اینجا متداول ترین علل را برایتان آوردیم. به هر حال در صورت بروز درد در این ناحیه می بایست نزد پزشک بروید مخصوصا اگر دردتان ادامه دار باشد. همچنین اگر درد معده همراه با تب یا عدم توانایی معده در نگهداری غذا باشد. یا اگر چند روز دچار استفراغ خونی، مدفوع خونی، مشکل تنفسی، دفع ادرار همراه با درد، دل درد طی بارداری، اگر شکمتان را لمس کردید و احساس درد کردید حتما فورا به پزشک مراجعه فرمایید.

راههای درمان درد معده

ابتدا می بایست علت درد مشخص شود. سعی کنید وعده های غذایی را سبک میل کنید و از خوردن غذاهای سنگین و چرب پرهیز کنید. مواقعی که استرس دارید بهتر است غذا نخورید. کمتر از غذاهای کافئین دار استفاده نمایید. پیاده روی گاهی می تواند در دفع گازهای معده کمک کننده باشد.

 درمان خانگی برای درمان معده درد

در این قسمت چند گیاه مقوی برای کاهش درد معده به شما معرفی میکنیم

زنجبیل

مقداری زنجبیل را پوست بکنید و آهسته بجوید. زنجبیل برای معده درد، حالت تهوع موثر است و به هضم غذا کمک می کند.

عرق نعناع و نبات

نعناع خاصیت ضد نفخ و ضد اسپاسم دارد. عرق نعنا هم ترکیبی از آب و نعناع است و از قدیم معمولا برای دل درد و حالت تهوع همراه با نبات از آن استفاده میکردند و اگر شخص به اصطلاح سردیش شده باشد، مشکلش برطرف می شود.

ماست

ماست سرشار از باکتریهای مفید برای دستگاه گوارش می باشد و می تواند تا حد زیادی درد معده را تسکین دهد. پروبیوتیک موجود در ماست باعث کاهش باکتری های زخم معده میشود

آلوورا

این گیاه ترشح اسیدهای معده را تنظیم میکند.آلوورا خاصیت ضد باکتریایی دارد و خوردن آن باعث از بین بردن زخم های معده می شود. عصاره آلوئوورا را از داروخانه ها تهیه کنید.

روغن زیتون

اگر درد معده تان به علت یبوست یا مشکلاتی از این قبیل باشد ، روغن زیتون مصرف کنید،روغن زیتون یک ملین طبیعی است و به روان شدن کمک میکند. یا اینکه می توانید مقداری از این روغن را بر روی شکمتان بمالید و چند دقیقه ماساژ دهید. تا دردتان کاهش یابد.

کیسه آب گرم

کیسه را پر از آب گرم کنید فقط باید مواظب باشید که آب جوش نباشد، آب  گرم باعث شل شدن عضلات شکم میشود. و تا حد زیادی دردتان را کاهش دهد البته توجه داشته باشید اگر آپاندیس دارید حتما از گذاشتن کیسه آب جوش پرهیز نمایید.

منبع : درباره معده درد بیشتر بدانیم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
درمان آفت دهان به روش خانگی
ساعت 21:10 | بازدید : 756 | نوشته ‌شده به دست مهرانه | ( نظرات )

چگونه آفت دهان بوجود می آید

آفت دهان جوش دردناکی است که در دهان بوجود می آید و دردناک و ناخوشایند است. در داروخانه های قطره های آماده ای برای درمان آن وجود دارد. اما در اینجا درمان آفت دهان به روش خانگی را برایتان آورده ایم. شما با همین مواد غذایی می توانید آن را درمان کنید .

خواص پیاز برای آفت

از آنجایی که پیاز خاصیت ضدعفونی کنندگی دارد می توانید آن را به صورت خام بخورید.

گوجه فرنگی

شما می توانید گوجه فرنگی را تنها بخورید و یا در سالاد بریزید. همچنین اگر آب گوجه فرنگی را در روز چند بار غرغره کنید موثر است.

زردچوبه

خاصیت ضد التهابی و ضد باکتریایی زردچوبه به التیام آفت دهان کمک میکند، شما می توانید یک قاشق پودر زردچوبه و گلیسیرین را با هم مخلوط کنید، تا به شکل خمیر در بیاید و روی آفت بگذارید حتی به جای گلیسیرین می توانید زردچوبه را به آب مخلوط کنید.

روغن نعناع

با مالیدن روغن نعناع روی جوش دهانتان درد آن به حد زیادی کاهش پیدا می کند. وقتی روغن نعناع را روی زخم مالیدید بعد از یک ربع دهانتان را بشویید.

آب پرتقال

تحقیقات نشان داده است که یکی از دلایل آفت دهان کمبود ویتامین سی  است بنابراین شما می توانید با خوردن آب پرتقال تا حد زیادی کمبود این ویتامین را جبران کنید و به بهبودی این زخم کمک کنید.

با آب، زخم را بشورید

به صورت متناوب با آب سرد و آب گرم دهانتان را بشویید.

شاه توت

با خوردن شاه توت می توانید تا حد زیادی درد و تحریک آفت دهان را کاهش دهید.

آلوورا

این گیاه دارای خاصیت ضد التهابی و ضد درد است و به روند بهبود آن کمک میکند ،آب آلوئه ورا را چند بار در روز قرقره کنید تا زخم بهبود پیدا کند.

دارچین

مقداری از پودر دارچین را با آب گرم ترکیب کنید و دهانتان را با آن شستشو دهید.

دمنوش گل همیشه بهار

می توانید از این دمنوش برای غرغره کردن استفاده کنید و دهانتان را با آن شستشو دهید. برای دم کردن آن کافی است که گل خشک آن را مانند دم کردن چای در مقداری آب بجوشانید و بعد از اینکه خنک شد، دهانتان را با آن شستشو دهید.

نکته

زمانی که دهانتان آفت دارد مراقب باشید از غذاهای تند و پر ادویه پرهیز کنید. خوردن آب کافی و اعصاب راحت به بهبود هرچه زودتر آن کمک خواهد کرد.

منبع : درمان آفت دهان به روش خانگی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 10 صفحه بعد